یکشنبه, ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶

 

از اواخر قرن نوزدهم، دیدگاههای معرفت شناسی و سیاسی دوش به دوش هم پیش رفتند و با ایجاد پیشرفت هایی، آموزش عالی را از حالت انزوا بیرون آوردند به طوری که کاربرد آن در کل زندگی نمایان تر شد؛ این یک تغییر گروهی نبود بلکه بیشتر یک تغییر بیرونی و خارجی بود. رسالت دانشگاهها، علاوه بر انتقال و تولید دانش، عمدتا شامل تعهد اخلاقی در قبال کمک به پیشرفتهای فکری، فرهنگی و اقتصادی جامعه است. علاوه بر این برای دانشگاههای دولتی این رسالت، تعهدی قانونی است که تا اندازه ای بهبود اوضاع و شرایط کشور و منطقه را مورد نظر قرار دهند. به منظور عمل به این تعهد، دانشگاهها باید در جهت کمک به کشف دانش جدید و ارج گذاری به دانش طلبی تلاش کنندبا انجام چنین کاری، دانشگاهها هم به شور و نشاط فکری و هم به رفاه اقتصادی جامعه کمک می کنند، شهروندانی فرهیخته تربیت می کنند، نسل جدید پیشگامان را در زمینه علوم انسانی، علوم محض و حرفه ها پرورش می دهند و درگیر فعالیتهای خدمات عمومی می شوند تا از این طریق توجه و اعتماد شهروندان و بخش صنعت را به دانش اعضای هیات علمی و دستاوردهای پژوهشی آنان معطوف بدارند.

امروزه، آموزش عالی در دنیا محور عقلانیت، رشد، بالندگی و توسعه علمی جوامع است. در واقع، نظام آموزش عالی از طریق تربیت نیروی انسانی متخصص و گسترش مرزهای دانش و فناوری و بازتولید فرهنگ، مهمترین بستر توسعه و پیشرفت جامعه در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و فناوری محسوب می شود.

به اعتقاد دکتر فراستخواه (جامعه شناس و صاحبنظر حوزه آموزش عالی)، پدیده دانشگاه را می توان از زوایای گوناگون بررسی کرد. دانشگاه بر مبنای رویکرد نهادگرا، خود یک نهاد اجتماعی است که در ارتباط پویا و مستمر با سایر نهادهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شکل می گیرد و رشد پیدا می کند. بر این اساس دانشگاه و آموزش عالی را نمی توان جدا از زمینه اجتماعی آن مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار داد. (دکتر فراستخواه، سرگذشت و سوانح دانشگاه در ایران)

دانشگاه: از تاریخ تا فلسفه، در ضرورت تحلیل تاریخی نهاد و بازاندیشی فلسفه ایده دانشگاه در متن جهانی آن - کلیک فرمایید

دکتر ذاکر صالحی در نشست فلسفه آموزش عالی بیان می کند که غالبا در جلسات علمی، همه نقدها به این پرسش ختم می شود که منظور  از واژه دانشگاه یا یونیورسیته چیست؟ ویژگی  و وجه ممیزه این نهاد با نهادهای مشابه چیست؟ پرسش از ایده دانشگاه یک پرسش فلسفی است. در این مورد پرسشهای زیادی وجود دارد که بخشی از آنها بازگو می شود:

  • معنا و روح دانشگاه با توجه به بستر تاریخی آن چیست؟ دانشگاه چه رسالتها و کارکردهایی دارد؟ کارکردهای تکنیکی وکارکردهای هنجاری دانشگاه کدام اند؟ چه چیزهایی باید در دانشگاه آموخته شود؟ آیا دانشگاه منهای تفکر و منهای فلسفه ممکن است ؟ یا به قول پل ریکور به کارگاه آموزشی و یا دانشگاه قدرت تبدیل می شود؟ اصولا نهادی که نتواند ساختار کلی معرفت را بازنمایی کند و صرفا مهارتی را یاد می دهد دانشگاه است؟ ایا ایده دانشگاه درایران با غرب متفاوت است؟ ایا ایده دانشگاه درایران پروبلماتیک شده است؟ فلسفه آموزش عالی در ایران با تاریخ آموزش عالی در ایران ونحوه شکل گیری دانشگاه ایرانی چه نسبتی دارد؟ آیا اصولا توسعه آموزش عالی باید مبتنی بر نظریه باشد؟ ایا موج جدید تجاری سازی دانش ونئولیبرالیسم ایده دانشگاه را درمعرض قرار نمی دهد؟ استقلال آکادمیک و آزادی علمی چه جایگاهی در فلسفه آموزش عالی دارند؟

در همین نشست، دکتر داوری اردکانی، چهره ماندگار، رئیس فرهنگستان علوم و استاد پیشکسوت فلسفه فرهنگ به تعدادی از این سؤالات پاسخ داده اند:

اصطلاح آموزش عالی یک اصطلاح فرانسوی است که آنها در مورد دانشگاه این اصطلاح را به کار می برند چون تقسیم بندی آموزش فرانسوی ها به گونه ابتدایی، متوسطه و عالی است و پس از آن ما هم بدون در نظر گرفتن شرایط خودمان نظام آموزشی را به چهار دوره دبستان، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه تقسیم کردیم. وقتی می گوییم آموزش عالی، منظورمان یک مرتبه بالاتر است. اولین مدرسه آموزش عالی هم که درست کردیم اسمش را گذاشتیم دارالفنون.

 یونیورسیته به معنای جدید در قرن ۱۸ به وجود آمد

داوری اردکانی ادامه داد: سوالی که مطرح می شود این است که آیا دانشگاه، ممتاز از مدرسه است؟ لفظ یونیورسیته از قرن دوازدهم یعنی اواخر قرون وسطی پیدا شد. البته یونیورسیته به معنای جدید در قرن ۱۸ به وجود آمد. در آغاز دهه ۷۰ در اروپا هزاران کتاب مهم درباره دانشگاه نوشته شد و این همه تحقیق و پژوهش راجع به دانشگاه نشان می دهد که دانشگاه جایی نیست که در آن درس های سخت و پیچیده می خوانید. اگرچه هم اینگونه هست، هم اینگونه نیست.

چهره ماندگار فلسفه اضافه کرد: دانشگاه به مفهوم عالی به هیچ موسسه یا نهاد آموزشی اطلاق نمی شود. وقتی من می گویم نظامیه یک دانشگاه نیست، قصد تحقیر آن را ندارم. ولی دانشگاه جایی نیست که در آن غزالی و ابن سینا درس بخوانند، بلکه جای افرادی مثل گالیله و نیوتن است که جهان را دگرگون کنند.

رئیس فرهنگستان علوم با تقسیم تاریخ بشر به دو دوره گفت: تاریخ بشر به دو دوره تقسیم می شود. دوره اول زمانی است که فرهنگ از طبیعت پیروی می کند. در این دوره فرهنگ آدمی را کمال می بخشد اما وسیله تصرف و دگرگون کردن جهان نیست. این همان دوره ای است که سوفوکل تراژدی را می نویسد. دوره دوم که همان دوره جدید است، فرهنگ ملاک طبیعت می شود و تصرف در جهان، اصل قرار می گیرد. بنابراین بشر امروز دیگر از طبیعت پیروی نمی کند.

سخنرانی دکتر داوری اردکانی در نشست فلسفه آموزش عالی

در دوره رنسانس تلقی دیگری از آدم به وجود آمد

داوری اردکانی اضافه کرد: در دوران رنسانس تحولی پیش آمد که ما معمولا دوست نداریم به آن توجه کنیم. آن هم اینکه در این دوره تلقی دیگری از آدم به وجود آمد. در دین ما کمال آدمی در عبودیت است اما در رنسانس بشری به وجود آمد که شان مهندسی و سازندگی و... داشت. به بیان دیگر در این دوره جای طبیعت و فرهنگ عوض و انسان میزان همه چیز شد. شما هیچ وقت نباید فکر کنید که تاریخ بی تعارض است. تاریخ بشر سراسر تعارض است. تاریخ جنگ و صلح، تاریخ قهر و آشتی و...، تاریخ جدید هم بیش از هر تاریخ دیگری تعارض دارد. در دوره فعلی، تاریخ بسط پیدا کرده ولی نباید فکر کنیم که کامل شده است. اینکه تصور کنیم علم، معرفت، معنا و اخلاق به کمال رسیده، اشتباه است و تنها چیزی که در ۴۰۰-۵۰۰ سال اخیر کمال پیدا کرده، تکنولوژی است.

دانشگاه با فرهنگ چه می کند؟

استاد دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنرانی خود با طرح این سوال که دانشگاه با فرهنگ چه می کند و با چه نگاهی باید به فرهنگ نگاه کرد؟ گفت: دانشگاه فقط جای آموزش نیست. به خصوص که امروزه علم در همه جا هست. به بیان دیگر، امروزه علم در دست مردم هست و همه به آن دسترسی دارند. نباید فراموش کنیم که در عصر کنونی علم از دانشگاه بیرون آمده و دیگر محصور در دانشگاه ها نیستد. به یک اعتبار، علم در حصار دانشگاه نباید و نمی تواند باشد. دلیلش هم این است که دانشگاه در اینجا نروئیده است. ما دانشگاه را از بیرون و از مدل دانشگاه های فرانسوی گرفته ایم.

داوری اردکانی با اشاره به اینکه امروزه پژوهش نسبت به گذشته سخت تر شده است، تصریح کرد: پژوهش در امروز کار سختی است چون قبلاً سامان دادن به جامعه آسانتر از الان بود. جامعه کنونی، جامعه ای است که برای آن مسئول نمی توان پیدا کرد. امروزه هیچ کس مسئول آلودگی هوای تهران، کم آبی کشور و ساختمان سازی های بی رویه نیست. نمی خواهم بگویم که تدبیر نباید کرد و کاری نباید انجام داد، بلکه مقصودم این است که پیدا کردن مسئول و مسئولیت پذیری بسیار سخت شده است. دانشگاه صورت بخش نظام جامعه و زندگی است و سوال من الان این است که آیا دانشگاه امروزی می تواند این کار را انجام دهد؟

سخنرانی دکتر داوری اردکانی در نشست فلسفه آموزش عالی

دانشگاه مقاله نویس نمی خواهیم

وی افزود: دانشگاه فقط درس نمی دهد و متخصص نمی پروراند. دانشگاه باید بگوید علوم با هم چه ارتباطی دارند و ارتباط دانشگاه با جامعه چیست؟ به بیان دیگر دانشگاه باید روابط اجتماعی و فرهنگ را بشکافد. کاری که ما در دانشگاه هایمان انجام نمی دهیم و امروزه دانشگاه های ما با صنایع، فرهنگ و اعتقادات ارتباطی ندارند. به بیانی می توان گفت دانشگاه های ما برج عاجی هستند و نه چندان توانا .

مقاله علمی باید مسائل جامعه را حل کند

این فیلسوف فرهنگ اضافه کرد: بنده قصد تحقیر دانشگاه را ندارم و این را هم قبول دارم که علم جهانی است. ولی عقیده دارم که دانشگاه باید معین کند که علم را چگونه می توان اینجائی کرد. بله نوشتن مقاله خوب است و خیلی هم فضیلت دارد، ولی وقتی به دانشجو می گویید ۱۰۰ تا مقاله بنویس، در واقع راه را برای مقاله دزدی باز کرده ایم. به همین دلیل ما نباید فکر کنیم که دانشگاه جایی است که باید در آن فقط مقاله نوشت و چاپ کرد، چون علم برای کشور است و باید به فکر کشور باشیم. اگر مقاله هایی که سفارش می دهیم بتواند مسائل و مشکلات کشور را حل کند، خوب است. اما اگر فقط برای ارتقاء شغلی و دانشگاهی باشد، غلط است. ما دانشگاه مقاله نویس نمی خواهیم. دانشگاهی می خواهیم که مقالاتش برای کشور مفید و موثر باشد.

داوری اردکانی در پایان گفت: به عقیده بنده ما چنانچه در دانشمندی و دانشگاه ها پیشرفت کرده ایم در دانش پیشرفت نداشته ایم. بنده الان در مرکزی کار می کنم که دانشمندهایی دارد که به هر کجای دنیا بروند، می توانند استاد ممتاز باشند. اما متاسفانه در اینجا چنانکه باید آثار علم و فکرشان ظاهر نمی شود و آثارشان به کشور، کوچه و بازار نمی رسد. نظر من این نیست که علم بازاری شود ولی نمی توان علم و بازار را از هم جدا کرد. به همین دلیل باید فکر کنیم که بهترین راه ارتباط علم و بازار چیست؟ و این هم کار جایی جز دانشگاه نیست. دانشگاه محل تامل، تفکر و تحقیق با حفظ تخصص ها درباره اینکه چه کار می تواند بکند است.

دانشگاه: از تاریخ تا فلسفه، در ضرورت تحلیل تاریخی نهاد و بازاندیشی فلسفه ایده دانشگاه در متن جهانی آن - کلیک فرمایید

از طرف دیگر، دکتر یمنی (استاد و صاحبنظر مطالعات آموزش عالی ایران) بیان می کند که دانشگاه، سیستمی با ویژگی‌های خاص است. مبنای وجودی آن، روابط تعاملی است؛ روابط تعاملی بین دانشجویان، بین استادان و دانشجویان، بین استادان، بین کارکنان و مدیران، بین مدیران و نمادهای فرهنگ‌سازمانی، بین عناصر انسانی و عناصر مادی (تجهیزات، سرمایه و ...) و بین عناصر انسانی و اطلاعات. می‌توان این فهرست را ادامه داد ولی آنچه در تمام این ارتباط‌ها حاضر است و ویژگی تعاملی آن‌ها را می‌سازد، سازوکار پس‌خوراند است (یمنی، 1382: 128). بر مبنای ارتباط‌های تعاملی، وضعیتی در سیستم به وجود می‌آید که با عنوان پیچیدگی سیستم از آن یافت می‌شود. پیچیدگی سیستم دانشگاه به تعدد عناصر (دانشجو، استاد، اطلاعات، تجهیزات و ...) و نحوه‌های مختلف ارتباط بین آن‌ها بستگی دارد. در کنار تعامل و پیچیدگی، سیستم دانشگاهی دارای کلیت در رفتارهاست. آنچه کل را می‌سازد، دو مفهوم تعامل و پیچیدگی است. مفاهیم ارتباط تعاملی، پیچیدگی و کلیت مانع از این نیست که دانشگاه از سازمان‌یافتگی برخوردار نباشد. ضمناً دانشگاه سیستمی هدف‌دار است که عناصری با پایگاه‌ها و نقش‌های متفاوت دارد و بین عناصر سلسله‌مراتب وجود دارد. ولی با توجه به سه مفهوم قبلی، سازمان‌یافتگی ایستا نیست (یمنی، 1382 الف: 130).

دانشگاه با محیط پیرامون خود به‌صورت باز عمل می‌کند، بر آن‌ها تأثیر گذاشته و از آن‌ها تأثیر می‌پذیرد. دراین‌ارتباط، دانشگاه با پیرامون خود اطلاعات، انرژی و ماده مبادله می‌کند؛ بنابراین نمی‌توان دانشگاه را خودکفا نامید. دانشگاه، با فرهنگ، ساختارهای اجتماعی جامعه و کارکردهای آن به‌صورت نرم ارتباط دارد. از محیط تأثیر می گیرد و هم بر آن تأثیر می گذارد. دانشگاهها خودکفا نیستند و به صورت تغییر محسوس با محیط ارتباط دارند (یمنی، 1391: 99-95).

با این توضیح دانشگاه را می‌توان یک سیستم در نظر گرفت که به‌عنوان یک موجود زنده و به علت حضور انسان در آن از یک پویایی درونی برخورداراست (یمنی، 1382: 2) و این دانشگاه به‌عنوان یک پدیده و یا سیستم درکلیتی قرار دارد و به‌عنوان یک پدیده و یا سیستم درکلیتی قرار دارد و به‌عنوان یک خرده سیستم دریک سیستم کل عمل می‌کند پس متأثر از سیستم های پیرامونی خود است و به دلیل نقش‌آفرینی انسان در این مجموعه و پیچیدگی های مختص خود، دیگر نمی‌توان فرمول ثابتی برای آن تعریف نمود. همان‌گونه که اسکار اشپیل با تأسی از تفکرات آلفرد آدلر می‌گوید: «فرمول تعلیم و تربیت هنوز پیدا نشده است» (کوی/یمنی، 1389: 17). آنچه که تعلیم و تربیت را به‌صورت یک پدیده پیچیده درمی‌آورد همانا تعدد عوامل سازنده آن و روابط نامحدود بین آن‌ها و کلیت آن‌هاست. ولی این عوامل و روابط در موارد گوناگون ثابت نیستند (کوی/یمنی، 1389: 20). هیچ پدیده‌ای را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن پدیده‌های همراه آن، یعنی بدون توجه به کلیت و پیچیدگی جامعه تفسیر کرد (کوی/یمنی، 1389: 76). به بیان دیگر دانشگاه در محیط پر آشوبی به فعالیت خود ادامه می‌دهد به گونه‌ای که اگر دانشگاه نخواهد خود را متناسب با شرایط تغییر دهد چندان دوام نخواهد آورد. ماکارنگو در جایی می‌گوید: بهترین رویه در یک زمان معین، در زمانی دیگر بدترین رویه می‌شود (کوی/یمنی، 1389: 20)؛ و آن گونه که مایکل سادلر (1943 1861) سال‌ها پیش درباره مدرسه گفته است که «مسایل» خارج از مدرسه از درون آن مهم‌ترند. در واقع مسایل خارج از مدرسه اداره‌کننده و توضیح‌دهنده مسایل درونی آن است. او تعلیم و تربیت را زاییده مسایل اجتماع می‌داند (کوی/یمنی، 1389: 18)؛ و در آموزش عالی و دانشگاه‌ها نیز این پیوستار وجود دارد.

ازنظر برتون کلارک، دانشگاه، سازمانی به شکل الیگارشی است که تأثیرات حکومت و بازار را متحمل میشود. حکومت از دانشگاه انتظار تولید خدمات و کالاهایی را دارد که به تداوم آن کمک کند، در عوض بازار در وهله اول دنبال کارایی خدمات و کالاها و رقابتی بودن آنهاست (یمنی، 1382: 15).

پس برای بررسی دانشگاه باید آن را هم از درون و هم از بیرون مورد مطالعه قرارداد و آن را به‌عنوان یک سیستم باز به حساب آورد؛ از جمله ویژگی های سیستم باز می‌توان به این موارد اشاره نمود: 1. آگاهی نسبت به محیط: هر سیستم مرزی دارد که آن را از محیطش جدا می‌سازد؛ هیچ سیستمی بدون مرز نیست و این شاید همان چیزی است که هانری والون (1962 1879) تحت عنوان فرهنگ عمومی و فرهنگ تخصصی از آن یاد می‌کند و به دنبال اتحاد و همخوانی آن‌هاست. فرهنگ عمومی بیانگر چیزی است که انسان را به یکدیگر نزدیک می‌کند درحالی‌که فرهنگ تخصصی غالباً بیانگر چیزی است که آن‌ها را از هم جدا می‌کند (کوی/یمنی، 1389: 18). 2. بازخور که همان دریافت اطلاعات از محیط را گویند؛ 3. آنتروپی منفی: سیستم های باز آنتروپی منفی دارند یعنی می‌توانند خود را ترمیم کرده، با حفظ ساختار خود، زنده بمانند و حتی با واردکردن انرژی اضافی رشد کنند؛ 4. حرکت به‌سوی رشد و توسعه، همان‌گونه که برنامه‌ریزی راهبُردی در آموزش عالی، دانشگاه را سیستمی باز می‌بیند و به عوامل درونی و بیرونی موثر بر عملکرد آن توجه جدی دارد (یمنی، 1382: 38).

امروزه مؤسسات آموزش عالی با مسئله‌ای دو وجهی مواجه‌اند: از یکسو نیاز به آن دارند که خود را با الزامات محیط متحول بیرونی مطابقت دهند و از سوی دیگر، سازگاری خلاق با تغییرات بیرونی مستلزم تغییر در نحوه‌ی نگرش به مسایل درونی (مانند دانشجو، هیئت‌علمی، کارکنان، فرایندها، ساختارها، فرهنگ‌سازمانی، روش‌ها، الگوها، سبک رهبری، شیوه‌های تدریس، سطح تحقیقات و تعاملات) است و این‌ها همه دریک کلام به همان قضیه کیفیت مربوط می‌شود. سؤال کیفیت در آموزش عالی این است که اولاً هدف‌های نظام آموزش عالی تا چه اندازه از مطلوبیت برخوردارند و ثانیاً عناصر دروندادی، فرایندی، برون دادی و عملکردی تا چه اندازه با این اهداف تناسب دارند (فراستخواه، 1388: 12-13).

مع‌الوصف می‌توان گفت دانشگاه دارای پیچیدگی های خاصی است و به قول هنری مینتزبرگ: «فرایند کار پیچیده را نمی‌توان با قواعد معین کرد و تولیدات پیچیده را نمی‌توان با برنامه‌ریزی و کنترل استاندارد کرد» (یمنی،24:1382). دانشگاه در بستر تعاملات درونی و بیرونی خود فعال است. مشکلات آن با توجه به این زمینه‌ها مشخص می‌شود. راه حل های آن‌ها بدون توجه به این زمینه‌ها خیالی خواهد بود (یمنی،21:1382).

عوامل مهم در شکل‌گیری اکوسیستم دانشگاهی عبارت‌اند از:

1- زمینه دانشگاه: کنشگران دانشگاهی (مدیران، اعضای هیئت‌علمی، کارکنان و دانشجویان) باید بتوانند زمینه فعالیت‌های دانشگاهی را در حوزه اندیشه خود وارد کنند. مدیریت دانشگاه چه تعریفی از استاد، دانشجو و... دارد؟ چه تعریفی از فعالیت‌های یادگیری و پژوهشی دارد؟ چه طراحی و سازمان‌دهی راجع به فضای دانشگاهی انجام می‌گیرد؟ بررسی این پژوهش‌ها باید در بستر زمینه انجام گیرد. داده‌ها و اطلاعات در ارتباط با زمینه نمایان می‌شوند و کیفیت فعالیت‌های دانشگاهی نیز در این زمینه رخ می‌دهد.

2- کارایی دوره‌های آموزشی: عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی دانشجویان عبارت‌اند از:

الف) کیفیت مدیریت، رهبری و نظارت (مدیران دانشگاهی و اعضای هیئت‌علمی)

مدیر آموزش 2 نقش دارد: مربیگری و تسهیل‌کننده فعالیت‌های تحصیلی

ب) کیفیت دانشجو که به سه عامل بستگی دارد: 1- توانایی های شناختی دانشجو 2- شایستگی آموزش های دوره‌های قبلی او (خانواده، جامعه و مدرسه) 3 انگیزش های علمی پژوهشی برای تحصیلات پیشرفته

ج) منابع مالی

3- اعضای هیئت‌علمی و کارکنان غیر هیئت‌علمی: پویایی ارتباط اعضای هیئت‌علمی و دانشجویان با حرفه‌ای بودن کارکنان غیر هیئت‌علمی درهم آمیخته است.

4 مدیریت دانشگاه: مدیریت در دانشگاه‌های امروزی بسیار پیچیده و نیازمند مهارت‌های شناختی و سازمانی عمیق مدیران آن است (یمنی،1391: 38).

رسالت های آموزش عالی:

1. انتقال دانش: حفظ دانش و توزیع گسترده آن­ها تحت اشکال متنوع آموزش کلاسی، خارج از دانشگاه، مشارکت در رسانه­ها، مقاله­های ترویجی، کتب درسی و... ولی محدود نمودن دانشگاه در بعد انتقال دانش، نگاه سطحی به عملکرد دانشگاهی است. باید کاربرد دانش در موقعیت خاص هر دانشگاه و جامعه آن صورت گیرد؛ یعنی نمی‌توان بر اساس اقتباس از تولیدات علمی محیط های دیگر مسائل بومی را فهمید. جهت نوزایی علمی پیوسته باید به نقد موقعیت های خاص پرداخت. این امر باید مورد توجه در سیاست‌گذاری های آموزش عالی قرار بگیرد و زمینه­ ی آن فراهم شود؛

2. توسعه مهارت‌ها و توانمندی­ها: این رسالت با انتقال دانش متفاوت است. در انتقال دانش انبار شناخت و نقد آن مد نظر است؛ اما توسعه توانمندی یعنی استعداد و توانایی استفاده از آنها در زندگی اجتماعی و اقتصادی؛ یعنی علاوه بر مهارت شغلی و حرفه­ای باید مهارت زندگی در خانواده و جامعه و بالندگی فردی به‌دست آید؛

3. بالندگی اشخاص: تربیت افراد به‌صورت شهروندان مفید و بالنده مدنظر است که قابلیت پذیرش افکار، بروز افکار، برقراری ارتباطات انسانی، بررسی داده­ها، اندیشه ورزی، تصمیم‌گیری، اقدام، یادگیری بیشتر و فهم مسائل را به‌دست آورند؛ که چنین پرورشی تأثیرات زیادی بر جامعه پیرامون نیز خواهد داشت؛

4.افزایش شناخت­ها: افزایش دانش از طریق پژوهش صورت می­گیرد و سازمان‌دهی یافته­های پژوهشی موضوعی است که باید مورد توجه فراوان قرار گیرد؛

5. پاسخ به نیازهای جامعه: کارکردهای یک نهاد عموماً پنهان یا آشکارند. کارکرد آشکار قابل‌تشخیص و نهاد برای تحقق بخشیدن آنها موجودیت یافته است. کارکرد نهان غیرعمومی و غیرقابل تشخیص‌اند و اگر قابل‌تشخیص هم باشند امری فرعی تلقی می‌شوند. کارکرد نهان ممکن است مقاصد اصلی و آشکار را تقویت کند یا ربطی به آنها نداشته باشد و یا نتایج مغایر به بار آورد. آموزش‌وپرورش متضمن چنین کارکردهای پنهان یا آشکاری است (علاقه بند،1386:­54-53) مسائل قانونی، مبارزه با فقر، حفظ محیط‌زیست، حفظ و توسعه فرهنگ، حقوق زنان و کودک و. زمینه‌هایی است که دانشگاه باید به بحث در این رابطه بپردازد. مشارکت دانشجو در امور اجتماعی بسیار مهم بوده و با امکان آزادی بیان نظرات متفاوت و متضاد مطرح گردد و پذیرش کارکردهای متنوع دانشگاه امری ضروری در توسعه آن است. توسعه در تنوع افکار و رویکردها شکل می‌گیرد (یمنی، 1391).

 

محصولات خاص آموزش عالی:

  1. نیروی انسانی ماهر و کارآمد: دانشگاه هم می­تواند مسیر حرفه­ای دانشجویان را بی‌ارتباط با مسیر تحصیلی آنها قرار دهد و هم می‌تواند موجبات توسعه مهارت‌ها را فراهم آورد.
  2. شهروندان مسئول: تنها تخصص گرایی وظیفه دانشگاه محسوب نشده و توجه به نقش شهروندی دانشجویان در سیستم اجتماعی حائز اهمیت است.
  3. کمک به پیشرفت علمی: پایه­ای برای تکامل دانش و توسعه­ی فناوری است که در کنار سایر بخش­های صنعتی، خدماتی و فرهنگی و... انجام می پذیرد.
  4. کمک به توسعه فرهنگ: ذوق فرهنگی و زیباشناختی باید آموخته شود چرا که درک انسانی دانش‌آموختگان را افزایش خواهد داد.
  5. کمک به تحلیل و اشاعه‌ی ارزش­ها: با درک شرایط و موقعیت واقعی دانشگاه، جامعه و تحولات این دو باید در نظر گرفته شود.
  6. کمک به توسعه اقتصادی: لازم است جهت پرورش مهارت حرفه­ای دانشجویان و تناسب آموخته­های ایشان با بازار کار، مدیران دانشگاه نگاهی از بیرون به درون دانشگاه داشته و ارتباط لازم را در رابطه با نیازهای جامعه و رشته­های تحصیلی دانشگاه­ها فراهم آورند. (یمنی،1391: 86-82)

مهارتهای موردنیاز دانشجویان و دانش آموختگان در هزاره جدید بر اساس تحلیل اسنادی پژوهشها:

افزایش دانش تخصصی و حرفه‌ای، تولید و ترویج دانش نو

آشنایی با روش‌های پژوهش علمی، خلاقیت و مهارت علمی لازم برای تحقیق و پژوهش

مهارت‌های سواد اطلاعاتی و استفاده از فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی مناسب در زمینه‌های آموزش، پژوهش و ...

توانایی خود- اشتغالی و اشتغال‌زایی (کارآفرینی)

مهارت‌های مربوط به تغییر فرهنگ یادگیری ازجمله یادگیری مشارکتی، یادگیری مسئله محور، یادگیری خود هدایت‌گر، یادگیری مادام‌العمر

مهارت‌های مربوط به تفکر نقاد و خلاق، تفکر فلسفی، آفرینش گری، کاوشگری، پرسشگری، جستجوی حقیقت، توسعه اندیشه و رشد فردی

مهارت‌های ارتباطی، ارتباطات بین فردی، گروه‌های دوستی و تعاملات مثبت و سازنده

مهارت‌های اجتماعی و شهروندی، حقوق شهروندی، درک موضوعات اجتماعی و فرهنگی، نشاط و تحرک اجتماعی

مهارت‌های سیاسی و بصیرت افزایی، افزایش قدرت تحلیل، درک و فهم سیاسی

پرورش فضیلت‌ها و منزلت‌های انسانی، احترام به نوع بشر، حفظ محیط‌زیست

مهارت‌ها و باورهای دینی و مذهبی، افزایش معنویت، سالم‌سازی و نشاط معنوی و روحی، خودسازی اخلاقی، تربیت اخلاقی، دینی و معنوی

تقویت روحیه انقلابی و جهادی، استقلال‌طلبی، عدالت‌خواهی و آرمان‌گرایی

توانایی تصمیم‌گیری، توانایی حل مسئله و مهارت‌های مسئله گشایی

توانایی استقلال و خود انگیزشی، توانایی خلاقیت و نوآوری، توانایی رهبری و مدیریت

مهارت‌های مربوط به ایجاد و توسعه مشارکت جمعی، کار تیمی و فعالیت‌های گروهی

توانش های فرهنگی و هنری، درک زیبایی‌شناختی

اکتساب شایستگی‌ها و آماده شدن برای یک مسیر متنوع زندگی و استفاده از آموخته‌ها، دانش و مهارت‌های اکتسابی در عمل

 

شیوه های تحول و بهبود آموزش عالی و پژوهش در ایران - کلیک فرمایید.

 

کلمات و عبارات کلیدی: فلسفه آموزش عالی، چیستی دانشگاه، سیستم و اکوسیستم دانشگاهی، داوری اردکانی، فراستخواه، یمنی

منابع:

بازرگان، عباس (1383). ارزشیابی آموزشی. تهران: نشر سمت.

دوران، دانیال (1375). نظریه سیستم­ها. ترجمه محمد یمنی. تهران: نشر انتشارات علمی و فرهنگی.

سیاری، مجید؛ سیاری، هادی؛ ابراهیمی، حسین، مجمع، شهره و خادکی پاشاکی (1387). شبکه جهانی تضمین کیفیت در نظام آموزش عالی. تهران: مهر سبحان.

فراستخواه، مقصود (1388). دانشگاه و آموزش عالی: منظرهای جهانی و مسئله‌های ایرانی، تهران: نشر نی.

مختاریان، فرانک و محمدی، رضا (1387). ارزشیابی، اعتبارسنجی و تضمین کیفیت در نظام آموزش عالی هند. تهران: نشر البرز فرا دانش.

یمنی دوزی سرخابی، محمد (1391). کیفیت در آموزش عالی. تهران: نشر سمت.

همایش فلسفه آموزش عالی، دانشگاه شهید بهشتی، 1394

نشست فلسفه آموزش عالی، مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی، 1395