یکشنبه, ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶

 

امروزه، آموزش عالی در دنیا محور عقلانیت، رشد، بالندگی و توسعه علمی جوامع است. در واقع، نظام آموزش عالی از طریق تربیت نیروی انسانی متخصص و گسترش مرزهای دانش و فناوری و بازتولید فرهنگ، مهمترین بستر توسعه و پیشرفت جامعه در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و فناوری محسوب می شود. از سویی، مدیریت کیفیت، همراه با مدیریت راهبردی و مدیریت بهره وری، ارکان سه گانه مدیریت مطلوب دانشگاهها در دنیای امروز است. مدیریت دانشگاهی، با پذیرفتن پیچیدگی و پویایی سیستم دانشگاه در حکم سیستمی زنده، باید به‌طور دائم در پی درک حالاتی باشد که دانشگاه به خود می‌گیرد تا بتواند وضعیت آن را با توجه به شرایط پیرامونی و درونی آن، در جهت اثربخشی و موفقیت بیشتر بهبود بخشد. به این دلیل برای روبه‌رو شدن و مواجهه با چالش‌ها، لازم است در ساختار و محتوای دانشگاه‌ها و سازمان‌های دانشگاهی، تفکر مجدد کرد و پیچیدگی آن را فهمید. مطالعات تطبیقی آموزش عالی نشان می‌دهد؛ دانشگاه‌هایی موفق‌اند که از یک نظام چرخه زندگی دانشگاهی، یعنی نظام برنامه‌ریزی و توسعه، نظام اجرا، نظام نگهداری، ارزشیابی، تضمین کیفیت و اعتبارسنجی و نیز نظام تولید و توزیع برخوردار باشند؛ بنابراین، ارتقای كيفيت، رمز بقاي يك نظام آموزش عالي در دنيايي است كه روز به روز رقابتي تر مي شود. ايده دانشگاه مستقل، تنها به شرط استقرار نظام تضمين كيفيت عملی می شود. تا کنون نقش و جایگاه نظام نظارت و ارزیابی در آموزش عالی ایران، به فعالیتی تشریفاتی و نمایشی مبدل گردیده بود. در پاسخ به این سؤال که چگونه می توان دفاتر نظارت و ارزیابی را به جایگاه شایسته آن (ضمانت اجرایی تصمیمات و نقش موثر در میدان بازی) رهنمون ساخت؟ می توان عنوان کرد احتمالا پاسخ به این سوال در نگاه ساختاری و کارکردی به اجزاء و عناصر دانشگاه نهفته است و در واقع بایستی ساختارهایی را بنا نهاد که نظارت و ارزیابی در درون تمامی عناصر نظام دانشگاهی نفوذ کند.

 

توسعه پایدار نظام آموزش عالی،  به عنوان پر ارزش‌ترین نهادهای جامعه در پیشبرد و توسعه دانش، فن‎آوری، میراث فرهنگی و ارزش‎های حاکم بر آن، مستلزم رشد موزون و همگام ابعاد کمی و کیفی این نظام پویاست و اعتلای روز افزون آن مرهون طراحی و استقرار نظام‎های تعالی‌بخش و تداعی‌گر همت عالی دغدغه‌داران این عرصه در دهه اخیر در قالب اجتماعی علمی، در حوزه ارزیابی کیفیت در نظامهای دانشگاهی می باشد.

نظام آموزش عالي، به‌عنوان پدیده‌ای هدفمند داراي دو بعد كمي و كيفي است كه رشد متعادل و موزون آن نيز بايد در هر دو بعد كمي و كيفي به‌موازات يكديگر باشد. بايد گفت كيفيت آموزشي و پژوهشي، ازجمله دغدغه‌هایی است كه هميشه نظام‌های دانشگاهي براي دستيابي به آن تلاش می‌کنند. از سوي ديگر كيفيت در آموزش عالي، امري پويا و داراي ابعاد متعددي است كه دائماً تغيير می‌کند. با استفاده از ديدگاه سيستمي و نگاه جامع به كيفيت، می‌توان كيفيت نظام آموزشي را بر مبناي هر يك از عوامل دانشگاهي، عوامل درونداد، فرايند و برونداد مدنظر قرارداد.

علیرغم تلاش‌های زیادی که در امر توسعه آموزش عالی در ایران صورت پذیرفته است؛ متأسفانه نظام آموزش عالی کشور از نارسایی‌های زیادی در ابعاد کیفی رنج برده و عموماً در گزارش‌های متعدد اظهار می‌شود که کمیت آموزش عالی و تولید علم در ایران، رشدی بیش‌ازپیش داشته، ولی ازنظر کیفیت، پیشرفت مطلوبی نداشته است؛ به‌طوری‌که عمده‌ترین مشخصه آموزش عالی ایران در سال‌های اخیر، سیر نزولی شاخص‌های کیفی آن بوده است و لزوم توجه به این مسئله باید نگرانی جدی را در نظام‌های دانشگاهی ایران به وجود آورد.گسترش كمی دانشگاه‌ها، كثرت مؤسسات آموزشی متنوع، افزایش تعداد دانشجویان و گاهی وجود خیل عظیم دانش‌آموخته بیكار از دیگر چالش‌هایی هستند كه نظام آموزش عالی ایران را با مشكلات عدیده‌ای مواجه نموده است.

گسترش كمی نظام آموزش عالی بدون توجه به ظرفیت‌های موجود و توان بافت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، كاهش كیفیت نظام آموزش عالی نیز به دنبال خواهد داشت. درواقع نمی‌توان گسترش كمی و ازدیاد تعداد دانشجویان و دانش‌آموختگان را دلیلی بر وجود كیفیت مطلوب دانست. این چالش‌ها، لزوم مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی را در نظام آموزش عالی ایران منجر شده است و نظام دانشگاهی را وادار به بازاندیشی در ساختار، رسالت، اهداف، كاركردها و فرایندهای خود نموده است. ازآنجاکه دانشگاه‌ها ازجمله مهم‌ترین نهادهایی هستند كه جوامع جهت رشد و توسعه به آن‌ها نیاز دارند، شفافیت، پاسخ‌گویی و بهبود كیفیت در آن‌ها الزامی است. ارتقاء و بهبود كيفيت آموزش، هدف متعالي هر نظام آموزشي است كه دست نيافتن به اين هدف باعث به هدر رفتن منابع اقتصادي، زوال اعتمادبه‌نفس و تزلزل شخصيت فردي و اجتماعي فراگيرندگان می‌شود.

آیین نامه نظام نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت علوم، تحقیقات و فناوری به شماره 193811/و مورخ 1395/9/2 (کلیک فرمایید- جدید)

باید توجه داشت شناخت عملکرد سیستم‌های دانشگاهی (فعالیت‌ها و نتایج حاصل از آن‌ها) از طریق صورت دوگانه آن کمیت و کیفیت ممکن است که هر دو نشان از یک واقعیت پیچیده دارند. پدیده‌های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی و ... در دانشگاه‌ها در چنین میدان پیچیده‌ای به وجود می‌آیند؛ و بنابراین، «ابزارهای تعیین» کیفیت در آموزش عالی، بدون توجه به این میدان، به شناختی سطحی از آن دست می‌یابد و توهمی از «شناخت قطعی» از آن به وجود می‌آورد. تعریف ناپذیری کیفیت در آموزش عالی، مسیر جدیدی در مقوله «کیفیت شناسی» در آموزش عالی می‌گشاید. تعریف از پیش تعیین‌شده کیفیت در آموزش عالی بر اساس معیارها و شاخص‌های «معین»، با پویایی سیستم‌های دانشگاهی در تضاد بوده، مانع بزرگی برای بروز خلاقیت‌ها و نوآوری‌های آموزشی/پژوهشی سازمان‌های دانشگاهی محسوب می‌شود (یمنی، 1391).

در طول دو دهه‌ی گذشته، تضمین کیفیت در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی به یکی از موضوعات جدید در حوزه‌ی آموزش عالی تبدیل شده است و نظام‌های ارزیابی ملی جهت ارزیابی تدریس و یادگیری در دانشگاه‌ها طراحی‌شده‌اند. به‌طورکلی در آموزش عالی برای قضاوت درباره کیفیت می‌توان از رویکردهای ممیزی، ارزیابی (ارزشیابی)‌ و اعتبار سنجی استفاده کرد؛ که در ادامه به‌طور مختصر به توضیح هر یک پرداخته می‌شود.

ممیزی: فرایندی است که برای قضاوت درباره کیفیت سازوکار اجرایی مورداستفاده قرار می‌گیرد. این فرایند شامل موارد زیر است: قضاوت درباره مناسب بودن برنامه‌ها و شیوه‌های طراحی‌شده برای تحقق هدف‌های بیان‌شده، تطابق فعالیت‌های بیان‌شده با برنامه‌های اجراشده و قضاوت درباره اثربخشی فعالیت‌ها نسبت به تحقق هدف‌های بیان‌شده.

ارزیابی آموزشی: تعیین، تهیه و گردآوری داده‌ها و اطلاعات درباره پدیده‌ها، فعالیت‌ها و ویژگی‌های نظام‌های آموزشی به‌منظور قضاوت و تصمیم‌گیری جهت بهبودی.

اعتبارسنجی: یکی از الگوهای ارزشیابی مؤسسه‌ها یا برنامه‌های آموزشی است که می‌توان به‌وسیله آن به قضاوت درباره مؤسسه یا برنامه پرداخت. در انجام این امر میزان تطابق وضعیت موجود با استانداردهای موردنظر قرار می‌گیرد و بر اساس آن کیفیت مؤسسه یا برنامه تأیید یا رد می‌شود. لازمه آن ارزیابی درونی و برونی و وجود استاندارد است.

در ارزیابی گروه‌های آموزشی (مؤسسه‌های آموزش عالی) متداول‌ترین رویکرد مورداستفاده، الگوی اعتبار سنجی متشکل از ارزیابی درونی و برونی است. البته ارزیابی برونی باید متعاقب ارزیابی درونی به انجام رسد. به‌طورکلی می‌توان گفت که در اغلب کشورهایی که به انجام ارزیابی کیفیت برنامه‌ها و مؤسسه‌های آموزش عالی توجه دارند، ‌انجام ارزیابی درونی مرحله اول بهبود کیفیت است و سپس بر اساس آن به ارزیابی برونی می‌پردازند.

در طی بیش از سه دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نظام علمی کشور در دو بخش توسعه کمی و کیفی، پیشرفتهایی داشته است. بر اساس آمارهای منتشره از سوی نهادهای متولی مانند مرکز آمار ایران و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، تعداد مؤسسات آموزش عالی، پژوهشی و فناوری به بیش از 3000 مؤسسه، تعداد دانشجویان به بیش از 4/8 میلیون نفر و تعداد اعضای هیئت علمی به حدود 70 هزار نفر، افزایش یافته است. با توجه به مراتب کمیت گرایی در کلیه حوزه های عتف، دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی برای رسیدن به اهداف خود با چالشها و مسائل مختلفی رو به رو هستند. مشکلات فرهنگی در دانشگاهها، گسترش بی رویه دوره های آموزشی، پایین آمدن کیفیت آموزش و تدریس، به روز نبودن و کاهش سطح کیفی اعضای هیئت علمی، عدم تناسب محتوا و برنامه های درسی با نیازهای روز جامعه، کاهش شأن دانشگاه و انسان دانشگاهی، عدم هماهنگی بین دانشگاهها با جامعه، پایین بودن سطح دانش، بینش و توان دانش آموختگان، افزایش نرخ دانش آموختگان بیکار و جویای کار، فقدان هدفگذاری مبتنی بر نیاز و نبود فرصتهای برابر از جمله مسائل راهبردی هستند که دانشگاهها، مدیران و برنامه ریزان آموزش عالی با آن رو به رو هستند (ویراست نخست نظام جامع نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت علوم، تحقیقات و فناوری، 1395: مقدمه).

نظر به توسعه چشم گیر نهاد علم و فناوری طی سه دهه پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و اهمیت نقش آن در توسعه همه جانبه کشور، وجود یک نظام جامع نظارت و ارزیابی علم و فناوری بر اساس شاخصهای مورد نظر سیاستگذاران علم و فناوری و در راستای سیاستهای کلی علم و فناوری ابلاغی توسط مقام معظم رهبری، سند چشم انداز، نقشه جامع علمی کشور و قانون اهداف، وظایف و تشکیلات وزارت متبوع (با حفظ استقلال و با مشارکت تمام بخشهای جامعه) امری ضروری است. هدف این نظام، ارزیابی مستمر و روش مند نهاد علم و فناوری کشور در تمامی ابعاد آموزشی، پژوهشی، فناوری، نوآوری، علم و جامعه، فرهنگی - اجتماعی و اجرایی است.

علاوه بر توجه به موارد فوق، در برنامه ریزی، ارزیابی و تضمین کیفیت نظامهای دانشگاهی بایستی به مهارتهای موردنیاز دانشجویان و دانش اموختگان در هزاره جدید توجه شود. برخی از این مهارتها، عبارتند از: افزایش دانش تخصصی و حرفه‌ای، تولید و ترویج دانش نو؛ آشنایی با روش‌های پژوهش علمی، خلاقیت و مهارت علمی لازم برای تحقیق و پژوهش؛ مهارت‌های سواد اطلاعاتی و استفاده از فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی مناسب در زمینه‌های آموزش، پژوهش و غیره؛ توانایی خود- اشتغالی و اشتغال‌زایی (کارآفرینی)؛ مهارت‌های مربوط به تغییر فرهنگ یادگیری ازجمله یادگیری مشارکتی، یادگیری مسئله محور، یادگیری خود هدایت‌گر، یادگیری مادام‌العمر؛ مهارت‌های مربوط به تفکر نقاد و خلاق، تفکر فلسفی، آفرینش گری، کاوشگری، پرسشگری، جستجوی حقیقت، توسعه اندیشه و رشد فردی؛ مهارت‌های ارتباطی، ارتباطات بین فردی، گروه‌های دوستی و تعاملات مثبت و سازنده؛ مهارت‌های اجتماعی و شهروندی، حقوق شهروندی، درک موضوعات اجتماعی و فرهنگی، نشاط و تحرک اجتماعی؛ مهارت‌های سیاسی و بصیرت افزایی، افزایش قدرت تحلیل، درک و فهم سیاسی؛ پرورش فضیلت‌ها و منزلت‌های انسانی، احترام به نوع بشر، حفظ محیط‌زیست؛ مهارت‌ها و باورهای دینی و مذهبی، افزایش معنویت، سالم‌سازی و نشاط معنوی و روحی، خودسازی اخلاقی، تربیت اخلاقی، دینی و معنوی؛ تقویت روحیه انقلابی و جهادی، استقلال‌طلبی، عدالت‌خواهی و آرمان‌گرایی؛ توانایی تصمیم‌گیری، توانایی حل مسئله و مهارت‌های مسئله گشایی؛ توانایی استقلال و خود انگیزشی، توانایی خلاقیت و نوآوری، توانایی رهبری و مدیریت؛ مهارت‌های مربوط به ایجاد و توسعه مشارکت جمعی، کار تیمی و فعالیت‌های گروهی؛ توانش های فرهنگی و هنری، درک زیبایی‌شناختی؛ اکتساب شایستگی‌ها و آماده شدن برای یک مسیر متنوع زندگی و استفاده از آموخته‌ها، دانش و مهارت‌های اکتسابی در عمل.

- یمنی، محمد (1391). کیفیت در آموزش عالی، تهران: انتشارات سمت.

- بازرگان، عباس؛ اسحاقی، فاخته (1389). ارزیابی برونی کیفیت در گروه‌های آموزشی دانشگاهی؛ انتشارات دوران. 1389.