پنجشنبه, ۰۲ شهریور ۱۳۹۶

م 

اصلاح یا تغییر و نوآوری در نظام آموزش عالی کشور، نیازمند تحلیل راهبردی و بررسی دقیق و عمیق سیاستها و برنامه های کلان وزارتخانه و شناسایی چالشها و فرصتهای آنها در سطوح مختلف آموزش عالی است. ارزیابی راهبردی در نظام آموزش عالی به مدیران در سطح وزارتخانه کمک می کند تا به بررسی و مطالعه سیاستگذاریها و تصمیمات کلان خود بیندیشند و تأثیر اقدامات خود را در سطوح مختلف آموزشی، پژوهشی و فناوری نظاره گر باشند. در واقع ارزیابی راهبردی، شکل گیری فرایندی مداوم و پویا است که برنامه ریزان و سیاست گذاران آموزش عالی با مطالعه، بررسی و ارزیابی سیاستها، خط مشی ها و راهبردهای آموزش عالی قادر می شوند تا به بازنگری، اصلاح و یا آنکه خلق و تدوین برنامه های جدید مبادرت نمایند. پرسشهای بنیادین در ارزیابی راهبردی در سطح وزارتخانه به طور کلی ناظر به موراد زیر خواهد بود:

آیا آموزش عالی توانسته است با بخش صنعت و خدمات، ارتباط واقعی برقرار نماید؟

آیا اموزش عالی منجر به توسعه علمی کشور گردیده است؟

آیا آموزش عالی منجر به گسترش فناوری در کشور شده است؟

آیا آموزش عالی، فرصتهای برابر آموزش با کیفیت برای همه شهروندان فراهم آورده است؟

آیا آموزش عالی کشور از مهاجرت نخبگان، جلوگیری کرده است؟

آیا آموزش عالی به توسعه فرهنگی جامعه منجر شده است؟

آیا آموزش عالی توانسته است نخبگان، متخصصان و نیروهای ایرانی خارج از کشور را جذب کند؟

آیا آموزش عالی به توسعه اعضای هیئت علمی در دانشگاهها توجه داشته است؟

آیا آموزش عالی توانسته است منجر به شکل گیری هویتهای پویا و برنامه ساز در اعضای هیئت علمی در دانشگاهها گردد؟

آیا آموزش عالی منجر به گسترش کارآفرینی و اشتغال زایی در جامعه گردیده است؟

آیا آموزش عالی منجر به توسعه اخلاق علمی و حرفه ای در جامعه دانشگاهی بوده است؟

آیا آموزش عالی در توسعه رشته های میان رشته ای موفق بوده است؟

آیا آموزش عالی در توسعه کیفیت، پاسخگویی و شفافیت فعالیتهای آموزش عالی موفق بوده است؟

آیا راهبردهای طراحی و تدوین شده در سطح وزارتخانه (در حوزه های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و ...) از یک فرایند خلاقانه و اکتشافی، بهره برده است؟

آیا راهبردهای طراحی و تدوین شده در سطح وزارتخانه (در حوزه های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و ...)، بر مبنای فرایند دقیق الگویابی (بهینه یابی) انجام گرفته است؟

آیا راهبردهای طراحی و تدوین شده در سطح وزارتخانه (در حوزه های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و ...) در یک جو مشارکتی و با بهره گیری از متخصصان (مبتنی بر حرفه گرایی) صورت گرفته است؟

آیا راهبردهای طراحی و تدوین شده در سطح وزارتخانه (در حوزه های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و ...)، بر مبنای دانش و خردورزی بوده است؟

آیا راهبردهای طراحی و تدوین شده در سطح وزارتخانه (در حوزه های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و ...)، بر مبنای یک جریان بالنده، پویا و مستمر بنا شده است؟

عوامل اصلی شکل دهنده به آینده ارزشیابی آموزش عالی، علم و فناوری (برگرفته از میز آینده پژوهی آموزش عالی)

فاصله وضعیت مسئله آمیز ارزیابی آموزش عالی در ایران با وضعیت مورد انتظار (فراستخواه، 1387).

 مهمترین موضوعات کانونی در آینده نظام علمی و آموزش عالی کشور (برگرفته از پنل دوم میز آینده پژوهی آموزش عالی)

 

 چالشهای کیفیت آموزش عالی ایران به استناد پژوهشها و گزارشهای منتشر شده:

1-     ارزشیابی دانشجویان از کلاس درس و ابهام در رویه‏ ها، شیوه‏ ها و ابزارها و به کارگیری نتایج

2-     استقلال دانشگاهی، خود ارزیابی و خود حسابرسی در چالش با رویکردهای کنترل بیرونی دولتی

3-     تخصیص ناکارآمد منابع دولتی به دانشگاه‌ها

4-     تمرکزگرایی، تصدی‏ گری و تعدد متولیان دولتی

5-     توجیه نبودن و عدم مشارکت اعضای هیئت‌علمی در خصوص اهمیت و ضرورت ارزیابی و اعتبارسنجی در آموزش عالی

6-      رویکرد علمی و تخصصی به ارزشیابی و موانع ساختاری پيش روي آن

7-     سایه دستگاه دولت بر ارزشیابی و پروژه ناتمام ایجاد نهادهای واسط

8-     سایه عوامل سیاسی ایدئولوژیک بر نظام حرفه‏ ای علمی و تخصصی

9-     ظهور رويكرد علمي به ارزيابي دروني و بيروني آموزش عالي و چالش آن با رويكرد نظارت دیوان‌سالار

10- عدم اختصاص امتیازات پژوهشی در قبال انجام ارزیابی درونی و بیرونی به اعضای هیئت‌علمی

11-عدم استفاده از شاخص‌های مناسب، دقیق و کارا در ارزیابی از فرایندهای دانشگاهی و نبودن شواهدی دال بر اثربخشی آن در کیفیت آموزشی

12-عدم اعتبارسنجی و بررسی کیفیت آموزش عالی به‌وسیله سازمان‌های حرفه‌ای (انجمن‌های علمی) با رویکردی مبتنی بر معیارهای اخلاق حرفه‌ای

13-عدم انجام کامل ارزیابی درونی در دانشگاه‌ها

14- عدم توانایی بازار کار در بخش دولتی و خصوصی در ارزش‌گذاری مدارک دانشگاهی

15- عدم توجه به شایسته‌سالاری در مدیریت‌های دانشگاهی

16-  عدم توجه جدی به برنامه‌های درسی و عناصر آن که نقش انکارناپذیری در تحقق هدف‌های آموزش عالی و کیفیت آن دارند

17-عدم توسعه و مشارکت نهادهای غیردولتی حرفه‏ ای

18-عدم وجود رقابت در دانشگاه به دلیل فقدان سازوکار منطقی و کارآمد جهت انتخاب مدیریت مؤسسات آموزش عالی

19-عدم وجود رقابت در دانشگاه‌های ایران

20-فعالیت‌های پراکنده درون دولت شامل: الف. آيين‌نامه ارتقا ب. آيين‌نامه قطب‌های علمي ج. شاخص‌های آموزش عالي و ه تعاملات بين‌المللي در زمينه تضمين كيفيت

21-فقدان ارزیابی بیرونی توسط همتایان علمی

22-فقدان آزمون‌های استاندارد نظام حرفه‏ ای

23-فقدان نشانگرها، شاخص‏ها و استانداردهای موردتوافق و معتبر

24-فقدان نظام اطلاعات آموزش عالی

25-کم توجهی به پاسخ‌گویی مؤسسات آموزش عالی با سیستم اعتبارسنجی

26-  کم توجهی به مسئولیت‌پذیری، مشارکت درون‌زا، انتقادپذیری مشترک و نبود فرهنگ خودارزیابی

27-کمبود بودجه اختصاص‌یافته به گروه‌های آموزشی دانشگاه‌ها برای ارزیابی درونی و بیرونی

28-گرایش دولت به پیوند ارزشیابی با اختیارات مرکزی

29-ماهیت پنهان فرایند اعتبارسنجی، نبود شفافیت لازم در ارائه گزارش نتایج به عموم مردم، عدم توجه کافی به اصل مشتری محوری و شهروند محوری

30-مشکل روش‌شناختی که به‌جای اندازه‌گیری واقعیت‌های آشکارشده، بیشتر به نظرسنجی می‌پردازد.

31-مغفول ماندن شاخص‌هاي بروندادي كيفيت آموزش عالي به دلیل تمایل دولتی بر کنترل فرایندها و تحت تأثیر اقتصادِ سیاسیِ نفتی

32-میل پیوسته مترصد در سيستم دولت برای بازگشت به کنترل بیرونی و دیوان‌سالار

33-نبودن ساختار سازمانی اعتبارسنجی در آموزش عالی

34- وجود پدیده نادرست مدرک‌گرایی به دلیل تأکید بازار مشاغل بر مدارک عالی‌تر بدون توجه به کیفیت آن

35-وجود تبعیض در استخدام بدون توجه به کیفیت دانش‌آموختگان

36-  وجود رانت در سیستم تخصیص منابع دانشگاهی ایران