پنجشنبه, ۰۲ شهریور ۱۳۹۶

ارزيابي در آموزش عالي را مي‌توان فرايند منظم و مستمر گردآوري داده‌ها و اطلاعات درباره تدريس، يادگيري، برنامه درسي، ساختار و اثربخشي سازماني، بازنگري دروني و ساز و كار كنترل كيفيت تعريف كرد. (CHEA, 2002)( Council for Higher education Accreditation). بر حسب اين تعريف، اولين كوشش براي ارزيابي در آموزش عالي ايران در سال 1375 خورشيدي آغاز شد. در اين سال، طرح پيش ـ پژوهش ارزيابي دروني براي ارتقاي كيفيت آموزش پزشكي مورد تصويب هيات رئيسه وقت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي قرار گرفت. سپس در سال 1376 در شش گروه آموزشي علوم پزشكي، طرح به اجرا درآمد (بازرگان و همكاران، 1379). با توجه به نتايج مثبت اين طرح، دانشگاه تهران، به عنوان اولين دانشگاه غيرپزشكي، در بهار 1376 در يكي از جلسه‌هاي شوراي دانشگاه، اجراي طرح ارزيابي دروني در گروه‌هاي آموزشي اين دانشگاه را مورد توجه قرار داد. به همين منظور، شوراي دانشگاه سال 1376 را ((سال نظارت و ارزيابي)) نام نهاد (بازرگان، 1376، ص 39). بر اين اساس، پيشنهاد شده بود كه در چند دانشكده، از هر كدام، يك گروه آموزشي ارزيابي دروني انجام دهد. هر چند در اين سال، اجراي ارزيابي دروني به تأخير افتاد، در سالهاي بعد گروه ترويج و آموزش كشاورزي و نيز گروه معماري (دانشكده‌ هنرهاي زيبا) در دانشگاه تهران به ارزيابي دروني پرداختند. گزارش اوليه ارزيابي دروني در اين گروهها نشان مي‌دهد كه فرايند ارزيابي دروني نقش مؤثري در بهبود كيفيت در اين گروه‌ها داشته است.

در سالهاي 1377 و 1378، با توجه به نتايج قابل توجه طرح پيش ـ پژوهش ارزيابي دروني در گروه‌هاي ششگانه ياد شده، ارزيابي دروني در گروه‌هاي پزشكي داخلي در تمام دانشگاه‌هاي علوم پزشكي به اين امر پرداختند؛ از جمله دانشگاه‌هاي علوم پزشكي پيشقراول كه در ارزيابي دروني با جديت عمل كرده‌اند، مي‌توان از دانشگاه علوم پزشكي اهواز، كاشان و سمنان نام برد.

نتايج حاصل از اجراي ارزيابي دروني در گروه‌هاي آموزشي باليني و علوم پايه پزشكي نشان مي‌دهد كه ارزيابي دروني مي‌تواند نقش مؤثري در ارتقاي كيفيت دانشگاهي داشته باشد. نظرسنجي از اعضاي هيات علمي گروه‌هايي كه ارزيابي دروني در آن‌ها انجام شده، حاكي از آن است كه ارزيابي دروني مي‌تواند آثار زير را در پي داشته باشد:

الف) آشكار شدن و مورد توجه قرار گرفتن هدف‌هاي گروه آموزشي با مشاركت اعضاي هيات علمي

ب) شناسايي كاستي‌ها و نارسايي‌هاي گروه‌هاي آموزشي و استفاده بيش‌تر از منابع موجود براي برطرف كردن آنها

ج) افزايش دلبستگي اعضاي هيات علمي به گروه‌هاي آموزشي و تقويت همكاري ميان آنها

د) مورد توجه قرار گرفتن فرهنگ شفافيت و پاسخگويي.

تاثير مثبت ارزيابي دروني در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي و ساير عوامل باعث شد كه در تدوين برنامه سوم توسعه كشور، ارزيابي و ارتقاي كيفيت آموزش عالي از طريق ارزيابي دروني و بروني مورد توجه قرار گيرد. از اين رو در برنامه تحقيقات دانشگاهي (برنامه سوم توسعه) كارامد كردن نظام ارزيابي، سنجش و ارتقاي كيفيت آموزش و پژوهش مدنظر قرار گرفت. براي همين منظور، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور يك رديف اعتباري(113512) را تحت عنوان ((ارزيابي و اعتبارسنجي مؤسسات و دانش‌آموختگان، برگزاري آزمون‌هاي جامع و تخصصي سراسري)) به وزارت علوم، تحقيقات و فناوري اختصاص داد.

وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از اسفندماه 1379، به وسيله سازمان سنجش آموزش كشور گام‌هاي نخست را براي اشاعه ارزيابي دروني در آموزش غيرپزشكي برداشته است. از آن جمله مي‌توان به تشكيل گروه ارزشيابي در مركز مطالعات، تحقيقات و ارزشيابي آموزشي، وابسته به سازمان ياد شده، اشاره كرد. براي جلب توجه دانشگاههاي جامع و تخصصي غيرپزشكي، سازمان سنجش آموزش كشور به برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي و ارزيابي دوني پرداخت. سپس نظر دانشگاه‌ها را براي ارزيابي دروني جلب كرد.

در آغاز قرار بود كه ارزيابي دروني در چهار گروه (رياضي، برق، مكانيك و حسابداري) در دانشگاه‌هاي داوطلب به اجرا درآيد. علاقه‌مندي و ((اشتياق زايدالوصف براي عمليات اجرايي))، باعث شد كه تعداد گروه‌هاي مجري به سيصد گروه آموزشي در دانشگاه‌هاي بزرگ و كوچك دولتي افزايش يابد.

از جمله دانشگاههاي دولتي كه كوشش زيادي در امر ارزيابي دروني به عمل آورده‌اند مي‌توان از دانشگاه اصفهان، دانشگاه علامه طباطبايي و دانشگاه صنعتي اميركبير نام برد. در اين باره كوشش گروه‌هاي رياضي دانشگاه صنعتي اميركبير در ايجاد دلبستگي به مفهوم ارزيابي دروني و انگاره‌پردازي درباره بهبود كيفيت در آموزش عالي قابل توجه بوده است. همچنين گروه آموزشي آمار دانشگاه علامه طباطبايي در به ثمر رساندن ارزيابي دروني و تعميم اين كوشش به گروه‌هاي آموزشي آمار ساير دانشگاه‌هاي كشور قابل ذكر است. گروه ياد شده سعي بر آن داشته كه از طريق انجمن آمار ايران بتواند ساير گروه‌هاي آموزشي آمار دانشگاه‌ها را ترغيب كند تا ابتدا به ارزيابي دروني خود بپردازند و سپس با ايجاد كميته كشوري ارزيابي آموزش آمار، مقدمات ارزيابي بروني آن‌ها را نيز فراهم آورند.

علاوه بر كوشش‌هاي اجرايي ياد شده، در راستاي تدوين چارچوبي نظري براي سنجش كيفيت و بومي كردن آن در دانشگاه‌هاي كشور، تاكنون دو طرح پژوهشي مصوب دانشگاه تهران (در دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي) به اجرا درآمده و نتايج آن منتشر شده است (بازرگان و همكاران، 1379).

با توجه به كوشش‌هاي انجام شده در آموزش عالي ايران، مي‌توان گفت كه به مرحله سوم از مراحل ياد شده دست يافته‌ايم. مرحله اول، انديشيدن درباره كيفيت آموزش عالي انجام پذيرفته است. در مرحله‌هاي دوم و سوم نيز كسب تجربه اوليه و سپس الگوپردازي درباره سنجش كيفيت و بومي كردن فرايند ارزيابي به عمل آمده است. با توجه به اقدامات انجام شده در اجراي ارزيابي دروني در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي، به ويژه كوشش‌هاي سه سال گذشته در دانشگاه‌هاي جامع، مي‌توان گفت كه تجربه اوليه براي سنجش كيفيت در آموزش عالي ايران به دست آمده است (بازرگان، 2002). همچنين با انگاره‌پردازي درباره تجربه‌هاي كسب شده و اجراي چند طرح تحقيق درباره ارزيابي آموزش عالي در ايران، الگوي مناسب براي ارزيابي دروني و بروني در آموزش عالي ايران شناسايي شده است.

به عبارت ديگر، كوشش‌هاي آغازين آموزش عالي پزشكي در سال 1375 در ارزيابي دروني گروه‌هاي آموزشي باليني و علوم پايه پزشكي اقدامات سال‌هاي بعد در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي در اين باره، شرايط اوليه را براي جلب توجه برنامه‌ريزان توسعه و قانونگذاران به اهميت سنجش و بهبود كيفيت آموزش عالي فراهم كرد. در نتيجه، برنامه و بودجه‌اي براي ارزيابي و بهبود كيفيت آموزش عالي در برنامه سوم توسعه منظور گرديد؛ ولي مانند هر برنامه و بودجه ديگر، در صورتي كه سازماندهي لازم و ساختارسازي مناسب فراهم نشود، نتيجه مطلوب به دست نخواهد آمد. در حال حاضر بيش از سيصد گروه آموزشي دانشگاهي در بخش دولتي اعلام كرده‌اند كه مشغول ارزيابي دروني هستند؛ اما سؤال اين است كه ((آيا از نظر سازماني و نيروي انساني، ظرفيت لازم براي عرضه خدمات پشتيباني براي ارزيابي دروني ايجاد شده است؟)) شك نيست كه پاسخ به اين سئوال مثبت نيست (بازرگان، 1382). بنابراين، نه تنها ساختار سازماني مناسب براي استقرار تضمين كيفيت در آموزش عالي كشور هنوز مستقر نشده، بلكه حتي اشاعه فرهنگ كيفيت در آموزش عالي نيز در مرحله آغازين است.

تجربه‌هاي ساختارسازي براي نهادينه كردن ارزيابي آموزش عالي در كشورهاي صنعتي و نيز كشورهاي در حال توسعه، (Lim,2002) و كوشش‌هاي هفت‌ سال گذشته ايران در ارزيابي كيفيت آموزش عالي نشان مي‌دهد (بازرگان، 2003) كه در صورتي ارزيابي دروني و بروني مي‌تواند در بهبود كيفيت مؤثر واقع شود كه براي اجراي آن ظرفيت‌سازي شده باشد. براي اين منظور لازم است شرايط زير وجود داشته باشد (Lim,2002):

  1. بر اساس نيازهاي واقعي، ارتقاي كيفيت علمي دانشگاه‌ها استوار باشد و نه بخشنامه اداري؛
  2. اجراي ارزيابي بر مبناي الگويي ساده استوار باشد؛
  3. انتظارات از اجراي ارزيابي، واقع‌بينانه باشد؛
  4. منابع مادي و كالبدي مورد نياز براي اجراي ارزيابي در حد امكان قابل دسترسي باشد؛
  5. قبل از اجراي نظام ارزيابي، رهبران و مديران آموزش عالي به ضرورت استقرار نظام تضمين كيفيت پي برده و آمادگي خود را براي حمايت از آن اعلام كرده باشند؛
  6. اعضاي هيات علمي در نظام ياد شده از آغاز طراحي تا استقرار آن در فرايندهاي مربوط مشاركت داشته باشند؛
  7. نظام تضمين كيفيت آموزش عالي بر قوت‌ها و جنبه‌هاي مثبت واحدهاي آموزش عالي مورد ارزيابي تاكيد ورزد؛ نه اين كه فقط نارسايي‌ها و كمبودها را بزرگ‌نمايي كند؛
  8. به منظور ارج نهادن به گروه‌هاي آموزشي و واحدهاي آموزش عالي كه ارزيابي را انجام مي‌دهند و در راه بهبود كيفيت خود تلاش مي‌كنند، ساز و كار شناسايي و تحسين عملكرد برتر برقرار شده باشد؛
  9. نظام تضمين كيفيت آموزش عالي، علاوه بر اين كه بايد به ساز و كار مناسب ارزيابي دروني بايد مجهز شود، بايد امكان انجام ارزيابي بروني را فراهم آورده باشد؛
  10. يك نهاد علمي، غيروابسته به تشكيلات اداري آموزش عالي، عرضه خدمات پشتيباني ارزيابي دروني و بروني را بر عهده داشته باشد.

با توجه به مطالب فوق، مي‌توان به طور خلاصه گفت كه در سال‌هاي گذشته در ايران برخي از موارد لازم براي ايجاد نظام تضمين كيفيت مورد توجه قرار گرفته است؛ اما مهمترين آن ايجاد ساختار سازماني لازم است كه بايد مورد نظر قرار گيرد.

بر اساس تجربه‌هاي بين‌المللي و ملي در ايجاد ساختار سازماني ((مي‌توان انجمن دانشگاه‌هاي ايران)) را ساختاري مناسب براي تضمين كيفيت در آموزش عالي كشور پيشنهاد كرد. اين انجمن مي‌تواند در آغاز از طريق ارزيابي دروني، حداقل به وسيله سه تا پنج گروه آموزشي در يك رشته دانشگاهي و سپس ارزيابي بروني در همان رشته، تشكيل شود. پس از آن به تدريج كوشش‌هاي گسترده‌تري براي سنجش كيفيت و ارتقاي علمي در رشته‌هاي دانشگاهي ديگر برنامه‌ريزي و اجرا كند. استقرار چنين انجمن تخصصي‌اي مي‌تواند مشاكت اعضاي هيأت علمي، گروه‌هاي آموزشي، دانشكده‌ها و دانشگاه‌هاي دولتي و غيردولتي را در سراسر كشور جلب كند. اين امر همچنين مي‌تواند در توسعه انساني كشور و افزايش توان رويارويي نظام آموزش عالي با چالش‌هاي جهاني نقش مؤثري ايفا كند.

     بازرگان، عباس؛ ارزشيابي آموزشي (مفاهيم، الگوها و فرايند عملياتي)،(چاپ دوم)، تهران، سمت 1381.

بازرگان، عباس و همكاران؛ رويكرد مناسب ارزيابي دروني براي ارتقاي مستمر كيفيت گروه‌هاي آموزشي در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي. مجله روان‌شناسي و علوم تربيتي (دانشگاه تهران)، دوره جديد، 5(2)،1- 26، 1379.

  بازرگان، عباس؛ ارزيابي‌ دروني‌ دانشگاهي، اخبار دانشگا ه‌(تهران)، شماره 2، (تابستان)، 39 – 48، 1376.