جمعه, ۰۲ تیر ۱۳۹۶

عدم توافق بر ملاک‌ها، معیارها و ابزارهای ارزیابی تدریس (بر سر کیفیت و عینیت معیارها و ابزارهای ارزیابی تدریس، توافق اندکی وجود دارد)

دشواری جمع‌آوری اطلاعات درباره فرایند و عملکرد تدریس (از عینیت و سهولت جمع‌آوری اطلاعات برخوردار نیست).

از نتایج ارزشیابی‌ها، برای ارائه بازخورد به استادان به‌منظور آگاهی آنان از طرز فکر و نگرش دانشجویان نسبت به خود و تصمیم‌گیری درباره مسائل شغلی و ارتقا استفاده می‌شود.

اغلب استادان بر این باورند که دانشجویان به دلیل نداشتن آگاهی لازم از فرایند تدریس، از توانایی قضاوت درست برای ارزشیابی برخوردار نیستند و ازاین‌رو، اعتقادی با نتایج حاصل از این‌گونه ارزشیابی‌ها ندارند.

وجود سوگیری در نتایج ارزیابی دانشجویان از تدریس، از اعتبار آن به‌عنوان ابزار کیفیت تدریس می‌کاهد.

ارزشیابی دانشجویان از تدریس هنگامی‌که به‌عنوان تنها ابزار اثربخشی تدریس مورداستفاده قرار گیرند، می‌توانند نتایج کاملاً اشتباه داشته باشند؛ و باید با سایر شاخص‌های اثربخشی تدریس مانند ارزشیابی دانش‌آموختگان و همکاران، خودارزیابی و مشاهده کیفیت یادگیری و تدریس توسط متخصصین تربیتی مطرح شود.

بسیاری از مدرسین معتقدند دانشجویان نظرات شخصی خود را به‌جای قضاوت درباره کیفیت تدریس در ارزشیابی مدرسین دخالت می‌دهند.

نارضایتی اکثر استادان از روش نظرخواهی از دانشجویان، وضع نگران‌کننده‌ای ایجاد کرده است.

اگر در روش استفاده ازنظر دانشجویان، احتیاط‌های لازم به کار بسته شود و نتایج حاصل صرفاً به‌صورت یک منبع بازخورد برای اصلاح کار استادان مورداستفاده قرار گیرد؛ یعنی به‌صورت ارزشیابی تکوینی به کار رود و برای مقاصد تصمیم‌گیری شغلی یا ارزشیابی تراکمی، نتایج این روش با نتایج حاصل از روش‌های دیگر تکمیل شد، جای نگرانی وجود نخواهد داشت.

برخی بر این عقیده‌اند که دانشجویان در ارزشیابی از فرایندها و فعالیت‌های آموزشی استاد، ویژگی‌های اختصاصی درس و آموزش او را ارزشیابی نمی‌کنند، بلکه تصورات و برداشت‌های کلی خود را از استاد و درس بازتاب می‌دهند که غالباً تحت تأثیر عوامل کلی ازجمله شهرت استاد، ویژگی‌هایی چون سهل و آسان‌گیری و طرز برخوردها و صفات و ویژگی‌های شخصیتی و محیطی است.

استفاده از نتایج نظرخواهی دانشجویی برای ارائه بازخورد به استادان و برای تصمیم‌گیری‌های شغلی و استخدام و مزایا، پاداش، انتخاب استاد نمونه و ...، کم اعتبار است.

تورم نمره که نوعی رابطه تصنعی بین نمرات دانشجویان و نمرات ارزیابی استادان دانشگاه است در نتایج ارزیابی تأثیرگذار است. (منظور از تورم نمره، افزایش بی‌دلیل سطح نمرات دانشجویان بدون افزایش میزان یادگیری آن‌هاست).

در بعضی از تحقیقات، همبستگی مثبتی بین مراحل رشد شخصیتی (سطح بلوغ یا پختگی) دانشجویان با مقدار نمره ارزیابی کلاس و درس وجود دارد؛ یعنی دانشجویان با سطح بلوغ بالا، نسبت به دانشجویان با سطح بلوغ پایین، نمرات استادان خود را بالاتر ارزیابی می‌کنند.

برخی تحقیقات این فرض را تأیید کرده‌اند که نتایج ارزیابی دانشجویان از استاد، با نمرات مورد انتظار دانشجو در آن درس، همبستگی مثبتی دارد؛ یعنی دانشجویانی که انتظار نمره بالاتری در درس دارند، نسبت به کسانی که انتظار نمره پایین‌تری دارند، به ارزیابی بالاتری تمایل دارند.

نگرش دانشجویان به درس و سطح انگیزش آنان در درس و ارتباط درس با علایق آنان ممکن است ارزیابی دانشجویان از استاد را تحت تأثیر قرار دهد؛ به‌عبارت‌دیگر، هرچه نگرش دانشجو نسبت به درس مثبت‌تر باشد و با علایق و تجربیات او، انطباق بیشتری داشته باشد، نمرات اکتسابی استاد در ارزیابی دانشجویان افزایش می‌یابد.

یکی دیگر از عوامل مهمی که ارزیابی استاد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، نگرش دانشجو نسبت به استاد، بر اساس روابط قبلی استاد با دانشجو و یا محبوبیت یا شهرت او در بین دانشجویان است.

عامل دیگر، انگیزه دانشجو از تحصیل در دانشگاه است. افرادی که رشته و دانشگاه محل تحصیل خود را خودشان انتخاب کرده باشند، احتمالاً دارای تجربیات مثبتی خواهند بود.

یکی دیگر از انتقادات مهمی که ابزارهای ارزیابی دانشجو از استاد به‌عمل‌آمده، پایین بودن روایی یا اعتبار آن‌هاست. روایی ابزار به این سؤال پاسخ می‌دهد: «آیا ابزار تهیه‌شده تمام آنچه را که باید بسنجد، می‌سنجد؟ و هیچ‌چیز دیگری را غیر ازآنچه باید بسنجد، نمی‌سنجد؟» مقدار روایی، به سطحی از مطابقت بین ارزشیابی عملکرد و عملکرد واقعی فرد در شغل، مربوط است.

فرایند گردآوری داده‌ها و بررسی و ارزشیابی چگونگی انجام وظایف و عملکرد اعضای هیئت‌علمی بیشتر در قالب امور اداری و اجرایی دانشگاه و یا به‌عبارت‌دیگر در مسیر فعالیت‌های کارگزینی دانشگاه‌ها به عمل می‌آید. این فرایند کمتر در یک چارچوب سیستمی مورداستفاده قرار می‌گیرد و شامل موارد زیر است:

تکمیل و بررسی فرم‌های ترفیع سالانه برای هر یک از اعضای هیئت‌علمی؛

ارزشیابی دانشجویان از اعضای هیئت‌علمی که معمولاً در هر نیمسال تحصیلی یک‌بار انجام می‌شود. از داده‌های حاصل از موارد یادشده، صرفاً برای تصمیم‌گیری‌های اداری استفاده می‌شود و این داده‌ها به‌ندرت به‌منظور بازنمایی بهره‌وری اعضای هیئت‌علمی مورداستفاده قرارگرفته‌اند (عبدالهی، 1387).

بنابراین، نارسایی عمده فرایند فعلی ارزشیابی هیئت‌علمی در کشور این است که بیشتر تمرکز این فرایند بر نظرسنجی از دانشجویان درباره کیفیت تدریس استادان است و به‌عنوان یک خط‌مشی اساسی جهت نظارت و ارزیابی عملکرد استادان به کار گرفته می‌شود، درحالی‌که باید به این نکته توجه کرد که این روش در صورتی مفید است که از آن به‌عنوان بخشی از نظام ارزیابی و توسعه هیئت‌علمی و برای بهبود کیفیت تدریس استفاده شود.

استفاده از نظرسنجی دانشجویان به‌تنهایی شیوه مناسبی برای ارزشیابی هیئت‌علمی نیست؛ چراکه عده‌ای معتقدند دانشجویان صلاحیت لازم را برای ارزشیابی کلیه جنبه‌های تدریس اعضای هیئت‌علمی ندارند. دانشجویان نمی‌توانند مقدار زمان و کوششی را که استاد درس برای تدوین و ارائه محتوای درس در کلاس، صرف کرده است محاسبه و ارزیابی کنند (محمدی و همکاران، 1387).

ایراد وارد دیگر بر ارزیابی دانشجویان از تدریس هیئت‌علمی این است که این امکان وجود دارد که دانشجویان تحت تأثیر استادان خود قرار بگیرند. دانشجویان در ارزشیابی از عملکرد استادان خود، بیشتر تحت تأثیر ارزش سرگرم‌کنندگی درس و آموزش مدرس قرار دارند و کمتر به کیفیت و محتوای درس و روش آموزش توجه می‌کنند (سیف، 1370).

نامناسب بودن ابزار و شیوه‌های اجرا و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نیز ازجمله ایرادهای دیگر وارد به این روش است. بعضی از منتقدان اعتقاد دارند که نمی‌توان نمره‌های به‌دست‌آمده از جنبه‌های مختلف تدریس را با یکدیگر جمع کرد و سپس میانگین گرفت و این نمره واحد را مبنای قضاوت قرار داد. نمره‌های سؤالات مختلف ارزیابی باید در چندین حیطه جداگانه محاسبه شوند و ارزش عددی حیطه‌های مختلف مبنای قضاوت قرار گیرد (نصر اصفهانی، 1383).

همچنین متغیرهایی چون سن، جنسیت، معدل و شخصیت دانشجویان، اندازه کلاس و مدت‌زمان دوره، نتایج ارزشیابی را تحت تأثیر قرار می‌دهند (محمدی و همکاران، 1387).

بنابراین، روش فعلی ارزیابی هیئت‌علمی به علت غیر نظام‌مند بودن آن، توجه صرف به نظر دانشجویان و علاوه بر این، عدم ارتباط نتایج حاصل از آن با برنامه‌های توسعه قابلیت‌های اعضای هیئت‌علمی، نیازمند بازنگری و تغییر است (محمدی و همکاران، 1387).

 

عوامل مؤثر در کاهش روایی نتایج ارزشیابی دانشجو از استاد

الف) عوامل مربوط به ویژگی‌های دانشجویان: 1. سبک‌های یادگیری متفاوت دانشجویان؛ 2. توانایی‌ها و ناتوانی‌های یادگیری دانشجویان؛ 3. مراحل رشد شخصیتی (سطح بلوغ یا پختگی) متفاوت دانشجویان؛ 4. نمرات مورد انتظار دانشجو؛ 5. نگرش دانشجو به درس، استاد و دانشگاه؛ 6. ویژگی‌های مردم شناختی دانشجو شامل: سن، جنسیت، نژاد و ملیت؛ 7. وضعیت اقتصادی اجتماعی دانشجو.

ب) عوامل مربوط به ویژگی‌های درس: 1. نوع درس (اختیاری و الزامی بودن، کمی و یا غیر کمی بودن و سختی سطح کلاس)؛ 2. زمان ارائه درس؛ 3. سطح درس.

مدرسان دارای رتبه استادی، در مقایسه با مدرسان دارای رتبه دانشیاری و استادیاری، نمرات بالاتری را در ارزیابی دانشجویان از تدریس، دریافت کرده‌اند.

تحقیقات نشان داده‌اند، دانشجویان از استادانی که متخصص، صمیمی، برونگرا و علاقه‌مند هستند، با ارزیابی بالا قدردانی می‌کنند.

بر اساس نظریه‌های اندازه‌گیری، سؤالات بلند می‌توانند نتایجی دقیق‌تر از نتایج سؤالات کوتاه داشته باشند و بنابراین، نتایج پایاتر خواهد بود.

ج) عوامل مربوط به ویژگی‌های استادان: 1. رتبه دانشگاهی و تجربه درس؛ 2. ویژگی‌های شخصیتی مدرس؛ 3. فعالیت‌ها و تولیدات پژوهشی مدرس.

د) سایر عوامل: 1. زمینه‌های فرهنگی جامعه؛ 2. اندازه کلاس؛ 3. پرسشنامه ارزشیابی؛ 4. نحوه اجرای ارزشیابی.

الگوی پیشنهادی و منابع جمع‌آوری اطلاعات برای ارزشیابی کیفیت تدریس

الف) استفاده از منابع گوناگون اطلاعاتی برای ارزشیابی جنبه‌های متفاوت تدریس

ب) استفاده از منابع گوناگون اطلاعاتی برای موقعیت‌های متفاوت ارزشیابی

1. خودارزیابی مدرس؛ 2. ارزشیابی دانشجویان؛ 3. کارپوشه تدریس که تمام فعالیت‌های تدریس یک عضو هیئت‌علمی را مستند می‌کند؛ 4. ارزشیابی همکاران (مشاهده تدریس کلاسی، ارزشیابی مواد درسی)؛ 5. ارزشیابی متخصصان و مشاوران؛ 6. ارزشیابی دانش‌آموختگان