مدیریت دانش

امروزه بقا و حیات سازمانها در جامعه دانش مدار کنونی، مستلزم دانش آفرینی در تمام فرایندهای سازمانی است، دانشگاهها هم به عنوان سازمانهای آموزشی با ویژگیهایی مانند منحصر به فرد شدن و رقابتی شدن باید نقش پیشگامانه ای را در این زمینه ایفا کنند. چون اساسا وظیفه اصلی دانشگاهها، دانش آفرینی است. بهره برداری بهینه از اطلاعات موجود در دانشگاه در شرایطی که دانشگاهها با حجم انبوهی از اطلاعات و داده های گوناگون رو به رو هستند، مسئله بسیار مهم و اساسی است (موسی خانی و همکاران، 1392: 1-2). علاوه بر این، در دنیای امروز، محور توسعه و پیشگامی، نه ثروت و خیل انبوه نیروی انسانی، بلکه دانش بشری و توان مدیریت اثربخش این دانش است. بررسی تجارب و دستاوردهای سازمانهای پیشگام جهانی بیانگر آن است که این پیشگامی و نوآوری جز در سایه خلق، پردازش، توسعه، تبادل، ثبت و انتشار دانش سازمانی میسر نگردیده است. در کشور ما نیز برنامه های توسعه با عناوین "رشد اقتصاد ملی دانایی محور و دانش بنیان" با تأکید بر توسعه دانایی محور و دانش بنیان تدوین گردیده است.

دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزش‏ عالي همواره براي رسیدن به مقاصد دانشگاهي و خلق دانش از نوآوري‏ ها، فلسفه‏ ها، استراتژي‏ ها و فنوني که در بخش‏هاي خصوصي و تجاري مورد استفاده قرار گرفته اند، بهره ‏برده‏‏ اند. یکی از این مفاهیم و نوآوری‏های به عاریت گرفته شده از بخش مطالعات کسب و کار و بازرگانی، بهره‏ گیری از مفهوم مدیریت دانش و یا مدیریت سامانه ‏های دانشی برای ارتقای فرایند تدریس و یادگیری؛ پژوهش و فناوری و نیز بهبود فرایندهای اجرایی و مدیریتی در محیط‏ های دانشگاهی است.

1 مدیریت دانش عبارت است از مدیریت سیستماتیک و آشکار دانش که با فرایندهای خلق، جمع آوری، سازماندهی، اشاعه و کاربرد دانش برای تأمین اهداف سازمان پیوند دارد. شیوه شناسایی، در اختیار گرفتن، سازماندهی و پردازش اطلاعات جهت خلق دانش می باشد که پس از آن توزیع می شود و سپس در دسترس دیگران قرار می گیرد تا برای خلق دانش بیشتر استفاده شود. مدیریت دانش می تواند به عنوان یک فرایند برای ایجاد دانش جدید، شناسایی منابع دانش جدید و همچنین به عنوان استخراج و توزیع دانش، در نظر گرفته شود. بر اساس آنچه که بیان شد، فرايند مدیریت دانش مشتمل بر تولید یا گردآوری و شناسایی دانش، طبقه ­بندی، ذخیره و مستندسازی دانش، توزیع و نشر دانش و کاربرد دانش است.

1 مستندسازی دانش

اصطلاح مستندسازی به معنای ثبت و ذخیره ­سازی، کدگذاری و طبقه ­بندی دانش و تجربیات مفید است. وجه اشتراک تمامی اقدامات مستندسازی را می­ توان مکتوب نمودن هدف­مند بخشی از دانسته ­ها و آگاهی­های انسان دانست در برخی از منابع، مراحل مستندسازی این­گونه بیان شده است (جعفری مقدم، 1389 :37-39).

  • پی­ جویی، گردآوری، ضبط و تدوین مجموعه اسناد و مدارک مربوط به هر اقدام،
  • تنظیم و طبقه ­بندی اسناد و مدارک یادشده از نظر موضوعی و زمانی،
  • تطبیق برنامه­ ها، عملکردها و تعیین موارد افتراق آن با ذکر دلایل بروز اختلاف و افتراق،

برای بقا و بهبود عملکرد سازمانها، عبرت از گذشته و آگاهی از اشتباهات و رموز موفقیت ضروری است. سازمانها مجبور به یادگیری از تجربه های خود و دیگر سازمانها هستند. با مستندسازی تجربه ها، امکان افزایش دانش و یادگیری سازمانی فراهم می شود و با به کارگیری تجربه های مرتبط با کسب و کار و بازرگانی، عملکرد سازمانی افزایش پیدا می کند. منظور از مستندسازی تجربه عبارت است از فرایندی که طی آن یک تجربه آموزشی، پژوهشی یا مدیریتی با هدف تبدیل دانش ضمنی به صریح، انتخاب، گردآوری، ذخیره، مکتوب، ثبت، پالایش و به اشتراک گذارده می شود. اهمیت این موضوع به حدی است که بسیاری از پژوهشگران و دانشمندان، یادگیری از طریق تجربه را مورد تأکید قرار داده اند.

1 کاربرد دانش

هدف نهايي مدیریت دانش، کاربرد دانش در جهت بهبود عملکرد سازمانی است. بسیاری از صاحب­نظران، این مرحله را مهمترین گام در فرايند مدیریت دانش می­دانند. زیرا مزیت رقابتی، تنها منوط به داشتن منابع غنی و سرشار دانشی نیست، بلکه در گرو کاربرد آن منابع دانشی در عملیات و تصمیمات سازمانی است."زمانی که کارکنان بهترین تجارب را در موقعیت­های جدید برای بهبود عملکردشان بکار می­گیرند، آن تجربیات را جرح و تعدیل نموده و مجموعه­ي جدیدی از بهترین تجربیات را به دست می­ دهند"(سرلک، 1386).

1  عناصر سازمانی پیاده سازی مدیریت دانش

مدیریت دانش کارآمد به ترکیبی از عناصر سازمانی از جمله: تکنولوژی، عملکرد منابع انسانی، ساختار سازمانی و فرهنگ سازمانی نیاز دارد تا مطمئن شود که دانش به صورت مناسب و مطلوب کسب و سازماندهی می شود و در زمان مناسب در اختیار افراد مناسب قرار می گیرد.

1 ساختار سازمانی:

ساختار سازمانی به معنی تقسیم وظیفه بین افراد مختلف و هماهنگی آنها می باشد. بدون ساختار، کسی نمی داند که چه باید بکند و به چه کسی باید پاسخ دهد و در نتیجه بی نظمی و هرج و مرج به وجود خواهد آمد. مدیریت به تنهایی و بدون ساختار غیر اثربخش خواهد بود (خانکا، 1389، ص370).

1 فرهنگ سازمانی

در استقرار مدیریت دانش عنصر اساسی فرهنگ سازمانی به این دلیل به طور قابل ملاحظه ای مورد توجه قرارگرفته است که باعث توزیع دانش واطلاعات در سازمان می گردد. فرهنگ تسهیم دانش یکی از مهمترین عناصری است که نیاز است قبل از اجرای هر استراتژی جدیدی در سازمانها شناخته شود.

1 منابع انسانی: در حوزه مدیریت دانش، به کلیه کارکنان و مدیرانی که سهمی در افزایش سرمایه فکری سازمان دارند، عنوان کارمند دانش اطلاق می شود. در واقع می توان کلیه افراد سازمان را (حتی کارگران روزمزد، که حاصل تجربیات گذشته خود را به کار می بندند) نیز کارکنان دانش نامید. کارکنان دانش مدار اصلی ترین بعد مدیریت دانش هستند که مهمترین منابع سرمایه فکری هستند (قهرمانی، 1386، ص82). بطورکلی می توان ویژگیهای زیر را برای کارکنان دانشی عنوان کرد:

- افرادی که به جای استفاده از مهارت یدی برای کسب درآمد، از قدرت ادراکی خود سود می جویند.

- افرادی که به استقلال عمل بیشتر نیاز دارند.

- کارکنانی که از فرایندهای منحصر به فرد استفاده می کنند.

- کارکنانی که با پردازش و تفسیر اطلاعات و دانش موجود، اطلاعات و دانش جدیدی را ایجاد می کنند.

- کارکنانی که با سرعت تصمیم گیریهایشان حقوق می گیرند نه سرعت کاریشان (منوریان و عسگری، 1384، ص148).

1 فناوری اطلاعات:

در پیاده سازی مدیریت دانش باید امکان کاربرد فن آوری اطلاعات را در یک یا چند مرحله از چرخه حیات مدیریت دانش فراهم ساخت. بستر فناوری، شامل نوع تجهیزات رایانه ای، سخت افزارهای ارتباطاتی، هزینه و نحوه بروز کردن سخت افزارها، ظرفیت های اطلاعاتی سیستم رایانه ای و سیستم بایگانی دستی اطلاعات می باشد (قهرمانی، 1386، ص103).

خلاصه آنکه پژوهشگران به اتفاق پنج راهبرد را در موفقيت مديريت دانش سازماني مؤثر دانسته اند: 1. رهبري؛ 2. فرهنگ؛ 3. فناوري؛ 4. ارزيابي؛ 5. ساختار دانش آفرين (سلیمی،1391).

 

1 پنل بیست و ششم میز آینده پژوهی آموزش عالی- مدیریت دانش و مستندسازی تجربه‎‌ها در دانشگاه آینده