مدیریت دانش

دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزش عالی همواره براي رسیدن به مقاصد دانشگاهي و خلق دانش از نوآوري‏ها، فلسفه‏ها، راهبُردها و فنوني که در بخش‏هاي خصوصي و تجاري مورد استفاده قرارگرفته‌اند، بهره ‏برده‏‏اند. یکی از این مفاهیم و نوآوری‏های به عاریت گرفته‌شده از بخش مطالعات تجارت و بازرگانی، بهره‏گیری از مفهوم مدیریت دانش و یا مدیریت سامانه‏های دانشی برای ارتقای فرایند تدریس و یادگیری در محیط‏های دانشگاهی است (مامتا و جایانتی[1]،2012). بهره‌گیری از دانش و تجربیات گذشته در فرایندهاي آموزشی یکی از اصول اساسی کیفی سازی فعالیت­ها به شمار می­رود. بر این اساس برنامه­اي می­تواند با اقبال عمومی سازمان مواجه شود که در رعایت این اصل، دقت و اهتمام لازم را به کار گرفته باشد. اکثر مدیران آموزش در این زمینه که «تدوین» هر برنامه بر پایه­ي تجربیات گذشته، به کیفی سازي آن کمک خواهد نمود «اتفاق» نظر داشته و تصریح این نکته که محتواي ارائه‌شده بر چه اندیشه‌ها و دستاوردهایی مبتنی بوده است را لازمه­ي پیروي از موازین اخلاق علمی می‌دانند. به این ترتیب، مستندسازي فرایندها و تجربیات آموزشی شکل‌گرفته، معیاري براي محک زدن درجه اعتبار و اصالت برنامه یا فعالیت ارائه‌شده محسوب می‌گردد (فرامرز،1390).

امروزه بقاء و حيات سازمان‌ها در جامعه دانش‌مدار كنوني، مستلزم دانش آفريني در تمام فرآيندهاي سازماني است، دانشگاه‌ها هم به عنوان سازمان‌های آموزشي با ویژگی‌هایی مانند منحصربه‌فرد شدن و رقابتي شدن بايد نقش پيشگامانه­اي را در اين زمينه ايفا كنند. چون اساساً وظيفه اصلي دانشگاه‌ها دانش آفريني است، بهره‌برداری بهينه از اطلاعات موجود در دانشگاه در شرايطي كه دانشگاه‌ها با حجم انبوهي از اطلاعات و داده­هاي گوناگون روبرو هستند، مسئله بسيار مهم و اساسي است (موسی خانی و همکاران، 1392: 1 - 2)؛ بنابراین، دانشگاه‌ها نیز براي موفقيت در حوزه رقابت، می‌بایست از منابع خود به گونه‌ای راهبردی استفاده كنند. يكي از منابع بسيار حياتي سازمان‌ها، دانش بالقوه و بالفعل آن‌هاست.

مدیریت دانش عبارت است از مدیریت سیستماتیک و آشکار دانش که با فرایندهای خلق، جمع‌آوری، سازمان‌دهی، اشاعه و کاربرد دانش برای تأمین اهداف سازمان پیوند دارد (نجفی، 1391 به نقل از اسکیم، 2003). مدیریت دانش می‌تواند به عنوان یک فرایند برای ایجاد دانش جدید، شناسایی منابع دانش جدید و همچنین به عنوان استخراج و توزیع دانش، در نظر گرفته شود. (لیندستروم و همکاران،2015). نخستین اقدام بنیادی در شروع پیاده‌سازی مدیریت دانش، ایجاد راهبُرد مناسب است. استفاده از دانش برای ایجاد مزیت رقابتی به عنوان بخش مهمی از تعاریفی که در چارچوب مدیریت راهبُرد و برای مدیریت دانش ارائه‌شده، همواره مورد تأکید قرار گرفته است. از این رو لازم است تا میزان ارتباط مدیریت دانش و مزیت رقابتی را به عنوان پرسشی تجربی، مطرح و دنبال کرد. (بس[2]، 1998، ص 165-71).

امروزه محور توسعه و پیشگامی، نه ثروت و خیل انبوه نیروی انسانی، بلکه دانش بشری و توان مدیریت اثربخش این دانش است. بررسی تجارت و دستاوردهای سازمان‌های پیشگام جهانی بیانگر آن است که این پیشگامی و نوآوری جز در سایه خلق، پردازش، توسعه، تبادل، ثبت و انتشار دانش سازمانی میسر نگردیده است. در کشور ما نیز برنامه چهارم توسعه، با عنوان «رشد اقتصاد ملی دانایی محور» با تأکید بر توسعه دانایی محور تدوین گردیده است (محبوب، 1388) برای بقا و عملکرد سازمان‌ها، عبرت از گذشته و آگاهی از اشتباه و رموز موفقیت ضروری است. سازمان‌ها مجبور به یادگیری از تجربه‌های خود و دیگر سازمان‌ها می‌باشند. با مستندسازی تجربه‌ها، امکان افزایش دانش و یادگیری سازمانی فراهم می­شود و با به‌کارگیری تجربه‌های مرتبط با کسب‌وکار، عملکرد سازمانی افزایش پیدا می‌کند.

 

1 پنل بیست و ششم میز آینده پژوهی آموزش عالی- مدیریت دانش و مستندسازی تجربه‎‌ها در دانشگاه آینده

 

[1] Mamta & Jayanthi

[2] Bhatt