سازگاری دانشگاه با محیط (دانشگاه سازگار شونده)

مطالعات آموزش عالی نشان می دهد که محیط بیرونی دانشگاه و همچنین سیستمهای دانشگاهی با چالشها و پیچیدگی فراوانی از جمله تغییر در سیستمهای آموزش عالی، تغییرات و پویایی فراوانی در بازاریابی آموزش عالی و اقتصاد آموزش عالی رو به رو شده است (تیشلر[1]، 2004). از طرفی، از سیستمهای سنتی سازماندهی و مدیریت دانشگاهها به عنوان سازماندهی پیچیده و پویا انتظار می رود که منطق این پیچیدگیها را درک کند و برای حفظ و ماندگاری و موفقیت در این محیط متغیر به سیستمهایی که نواقص و کارآمدیهای سیستمهای سنتی را نداشته باشند یا به حداقل برسانند، روی بیاورند؛ به عبارت دیگر، دانشگاه برای همنوایی با محیط بیرونی لازم است مدلهای مدیریتی که ویژگیها و ابزارهای مناسبی برای ماندگاری و موفقیت در تغییرات و پیچیدگیها هستند را مورد استفاده قرار دهد (میرکمالی و فرهادی، 1392).

دانشگاه، ارتباط تنگاتنگی با سایر ابعاد جامعه از قبیل اقتصاد، فناوری، سیاست و غیره دارد. تعامل دانشگاه با محیط بیرونی، حداقل از دو جهت قابل‌توجه و بررسی است؛ از طرفی انتظار می رود که دانشگاه‌ها با ایجاد بسترهای لازم، به خلق دانایی و توزیع و انتشار آن، مبادرت نموده و راهگشای توسعه همه‌جانبه کشور باشند، دانایی بیافرینند و پیشرو باشند؛ از طرف دیگر، خود سازمان‌ها و مؤسسات آموزش عالی با چالش‌ها، تغییرات و پویایی‌های غیرقابل‌پیش‌بینی و بنیادی مواجه شده‌اند که نه تنها ممکن است نتوانند انتظارات را برآورده کنند، بلکه بقا و ماندگاری خود را نیز در خطر می‌بینند؛ بنابراین، تصمیم‌گیرندگان دانشگاه‌ها، باید قواعد و پارادایمهای موجود در هر دوره زمانی را بشناسند و بر اساس اصول و قواعد آن، فعالیت و برنامه‌ریزی کنند. اندیشمندان معتقدند که در عصر حاضر، محیط بیرونی، محیط احتمالات گوناگون و تنوع در نیازها و خواسته‌هاست و دانشگاه‌ها به منظور سازگاری، لازم است ساختارها، فرایندها، ابزارها و مهارت‌های نوینی در این دنیای متغیر داشته باشند (میر کمالی و فرهادی راد، 1391)؛ اما سازگاری سازمانی چیست؟

سازگاری سازمان با محیط: امروزه دغدغه سازمان‌ها بیشتر از اینکه بر موفقیت تمرکز داشته باشد، بر بود و نبود تمرکز دارد (کیانی و غفاریان، 1384). طباطبایی (2008: 26)، سیستمهای سازگار را این‌گونه تعریف می‌کند: «سیستمی که توانایی تغییر خود و یا محیطش به منظور بقا در یک سیستم را داشته باشد، سیستم سازگار نامیده می‌شود». از دیدگاه علوم اجتماعی «سازگاری سازمانی عبارت است از توانایی یک سازمان برای تغییر خود و یا راه‌های انجام کار در سازمان، به منظور بقا در محیط متغیر که این تغییرات به هیچ‌وجه در زمان طراحی سازمان‌ها پیش‌بینی نشده بودند» (هاتم، 2007: 7). راسل ایکاف، معتقد است که «سازگاری؛ یعنی تغییر دادن فرد یا محیط او به منظور حفظ یا افزایش کارآمدی و اثربخشی وی، زمانی که شرایط درونی یا بیرونی تغییر می‌کند و اگر به این تغییرات پاسخی داده نشود، نتیجه آن کاهش کارآمدی یا اثربخشی خواهد بود. از این روی، سازگاری یعنی یادگیری تحت شرایط متغیر» (ایکاف، ترجمه شریعتی، مردانی گیوی و مریدی، 1386). حال سؤال این است که دانشگاه‌ها دارای چه ویژگی‌هایی باشند تا بهتر بتوانند با محیط بیرونی سازگاری داشته و رسالت‌های خود جامه عمل بپوشانند؟

یمنی (1388) برای اولین بار در ایران در پژوهشی، مفهوم دانشگاه سازگارشونده را مورد بررسی قرار داد: ایشان تغییر را جزو ماهیت وجودی سازمان می داند. مفهوم دانشگاه سازگارشونده توسط محققین با عبارات و مفاهیم مختلفی طرح و بررسی شده است. محققین مختلف در بسیاری از نظریه های خود تلاش نموده اند تا سازگاری دانشگاه با محیط پیرامون خود و دور نماندن از تحولات پرشتاب محیط را به عنوان یک ضرورت تبیین نمایند. آنها با توجه به ضرورت تغییر در ساختارها، فرایندها و سایر ابعاد سازمانی دانشگاه، محققان آموزش عالی تلاش زیادی برای ایجاد سازگاری بین دانشگاه به عنوان یک سازمان و محیط بیرونی انجام داده اند از جمله می توان به دانشگاه سازگار اسپورن (1992)، دانشگاه کارآفرین کلارک[2] (1998)، دانشگاه یادگیرنده داک و دیگران[3] (1998) اشاره کرد (غیاثی ندوشن و مالک‌پور، 1394).

دانشگاه دارای سه کارکرد اساسی تولید، باز تولید و کارکرد سازگاری است (یمنی، 1382). سازگاری با محیط بیرونی که به طور ضمنی به معنی ظرفیت دانشگاه برای یادگیری در شرایط پیچیده و متغیر است، مستلزم ویژگی‌هایی است که به خصوص در دیدگاه‌های مدیران و نگرش نیروی انسانی آن‌ها به مسائل محیط بیرونی تجلی و نمود پیدا می‌کند. در ادامه، به نتایج تحقیق کمالی و فرهادی راد (1391) در این خصوص اشاره می‌شود:

bullet مدیریت محیط: دانشگاه‌ها باید بتوانند نو پیدایی‌های محیط بیرونی را درک نموده و با توجه به قواعد آن، راهبردهای خود را تدوین نمایند. از دیدگاه اداره‌کنندگان دانشگاه‌های دولتی شهر تهران، توان هدایت و رهبری که مبتنی بر ذهنیت‌ها و مهارت‌های رهبران دانشگاه‌هاست، مهم‌ترین نشانگر سازه‌ی مدیریت محیط می‌باشد. چنانچه رؤسای دانشگاه‌ها، درک درستی از محیط بیرونی و شرایط دانشگاه‌ها داشته باشند، بهتر می‌توانند با محیط بیرونی سازگار شوند.

bullet یادگیری: تأثیر یادگیرندگی بر سازگاری دانشگاه با محیط بیرونی باعث شکل‌گیری ایده دانشگاه یادگیرنده توسط باودن و مارتون (1998) شد. رهبران سازمان‌ها و نظریه‌پردازان سازمانی، یادگیری را کلیدی‌ترین مؤلفه بقا و ماندگاری، توسعه و ایجاد مزیت رقابتی و نهایتاً، سازگاری سازمان با محیط می‌دانند. در ادبیات موضوع یادگیرندگی فردی و سازمانی دانشگاه به عنوان یک رویکرد برای سازگاری با محیط پیچیده و متغیر، به شدت مورد توجه و اقبال بوده است. با توجه به نتایج این پژوهش که در جدول 3 آمده است، هرچه میزان یادگیری فردی و سازمانی دانشگاه بیشتر باشد، ظرفیت آن برای سازگاری با محیط بیرونی بیشتر است. دارا بودن بصیرت و تفکر راهبردی، تفکر پویا و نگرش سیستمی، تأثیر قابل‌توجهی بر سازگاری دانشگاه‌ها با محیط بیرونی دارد (کمالی و فرهادی راد، 1391).

bullet فرهنگ‌ سازمانی دانشگاه: فرهنگ‌سازمانی، سیستمی از باورها و ارزش‌های مشترک است که رفتار کارکنان، دانشجویان و اعضای هیئت‌علمی را هدایت می‌کند؛ به عبارتی، فرهنگ دانشگاهی استنباط مشترک بین همه اعضای دانشگاه است (یمنی، 1388: 66). نتایج پژوهش‌ها (میر کمالی و فرهادی راد، 1391) نشان می‌دهد که به منظور سازگاری دانشگاه با محیط بیرونی، انتظار می رود فرهنگ‌سازمانی دانشگاه برای سازگاری با دنیای متغیر و پیچیده، فرهنگ کارآفرینانه را بپذیرد، خلاقیت را تشویق کند و زمینه بروز خلاقیت را مهیا سازد، نقد و انتقاد را به عنوان ابزاری برای پیشرفت و اصلاح مورد استفاده قرار دهد و همچنین بستر اعتماد و صداقت ایجاد کند (میر کمالی و فرهادی راد، 1391).

bullet ارتباطات سازمانی: ارتباطات در سازمان، گاهی به ساختار سازمانی دانشگاه نیز تعبیر می‌شود. بالدریج و دیل (1983) ساختار سازمانی دانشگاه را یک ابزار مدیریت می‌دانند که روابط بین افراد و بخش‌ها را تعیین می‌کند، چارچوب قوانین و مقررات دانشگاه را مشخص می‌نماید. نتایج پژوهش میر کمالی و فرهادی راد (1391) نشان می‌دهد که متصدیان دانشگاه‌های دولتی شهر تهران، اعتقاد دارند که در یک مجموعه دانشگاهی، ساختار سازمانی هم بستر لازم برای خلق نوآوری‌های آموزشی را فراهم می‌آورد و هم ابزار سازگاری دانشگاه با نوآوری‌های آموزشی است. کلارک (2008)، معتقد است ساختار سازمانی دانشگاه، چارچوبی است که باید از طرفی، امکان واکنش سریع در برابر پدیده‌های گوناگون را فراهم آورد و از طرف دیگر، انسجام کلی دانشگاه توسط حلقه‌های مدیریتی سطوح بالای آن، حفظ شود. همچنین همانند اسپورن (1999) و کلارک (2004 و 2008)، اداره‌کنندگان دانشگاه‌های دولتی شهر تهران معتقدند که ساختار سازمانی دانشگاه باید شرایط را فراهم آورد که افراد و بخش‌ها بتوانند به راحتی با همدیگر ارتباط برقرار کنند، روابط بین افراد در دانشگاه‌ها، فرایندهای تصمیم‌گیری را تسهیل کنند، از لایه‌های مختلف تصمیم‌گیری بکاهند و شرایطی ایجاد شود که فرایندهای انجام کار و کندی آن‌ها، مضرات احتمالی برای سیستم دانشگاهی نداشته باشند (میر کمالی و فرهادی راد، 1391).

bullet مشارکت جمعی: نتایج پژوهش مبرکمالی و فرهادی راد (1391) نشان می‌دهد که به منظور سازگاری با تغییرات محیط بیرونی، تمایل زیادی به استفاده از تیم سازی و تشکیل گروه‌های تحقیق وجود دارد. در مدلهای نوین دانشگاه، تلاش‌های زیادی برای بهره‌گیری از ویژگی‌های کار گروهی و مشارکت جمعی به عمل آمده است. ریک (2002) در تحقیقی درباره رهبری مؤسسات آموزش عالی در هزاره سوم ادعا می‌کند که مدیران مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه‌ها در هزاره جدید با واقعیات نوینی مواجه‌اند که برای بالا بردن اثربخشی سازمانی دانشگاه‌ها باید مشارکت جمعی و همگانی را به کار گیرند (رنتز، 2002).

 

[1] Teichler

[2] Clark

[3] Duck & et al