استقلال دانشگاهی

اساس دانشگاه به عنوان یک نظام اجتماعی که در آن ضبط و ربط دانش، مهم‌ترین فعالیت حیاتی محسوب می­شود، از قدمتي طولاني برخوردار است. یکی از عواملی که رشد و پویایی دانشگاه­های ممتاز جهان را سبب شد، موضوع استقلال آن‌ها بود. ارتباط با جامعه و چگونگی برآورده ساختن نیازهای در حال تغییر آن و نیل به اهداف، مستلزم برخورداری دانشگاه از آزادی علمی و عملی در سایه استقلال است. انتظار این است که دانشگاه­ها بتوانند به میزان قابل‌توجهی به رشد اقتصادی، امنیت ملی، آموزش و پرورش و به طور کلی حل مشکلات جامعه یاری رسانند؛ و این موضوع بدون تقویت و اعطای اختیارات به جامعه دانشگاهی غیرممکن به نظر می­رسد. در آموزش عالی، بسیاری از تصمیمات، از جمله فعالیت­های تحقیقاتی و آموزشی باید توسط اعضای هیئت‌علمی اتخاذ شود. از این رو استقلال هیئت‌علمی و در نهایت استقلال دانشگاه بسیار مهم است. به همین دلیل است که مینتزبرگ (1979) از مؤسسات آموزش عالی به عنوان «دیوان‌سالاری حرفه­ای» یاد می­کند؛ اما در کنار اعطای استقلال، کسب استقلال پاسخگویی نیز ضرورت دارد. (ریحانا، رضا[1]، 2009: 21) آزادی بیان و آموزش بر اساس یافته­های پژوهشی، توجیهی مهم برای استقلال دانشگاه­هاست و موجب پویایی این نهاد می­شود. آزادی در کسب دانش (تحقیق)، اشاعۀ دانش (آموزش) و بهبود زندگی انسان­ها (خدمات اجتماعی) در سایه استقلال تحقق می­یابد.

استقلال دانشگاهي عبارت از پتانسيل و ظرفيت­هاي دانشگاه براي اداره و كنترل خود فارغ از دخالت منابع بيروني است (بلترن، يوليما ايونه، 2003). به بیان فراستخواه (1388) استقلال دانشگاهی از الزامات ساختی و کارکردی دانشگاه است. پیچیدگی تخصصی دانش ایجاب می­کند که دانشگاه­ها مستقل باشند. مداخله مراجع بیرونی مانند دولت در دانشگاه، اصل وفاداری به حقیقت علمی در دانشگاه را مخدوش می­سازد و به اعتبار دانشی که در دانشگاه تولید و آموزش داده می­شود، لطمه می­زند. اساسی­ترین کنش مورد انتظار از دانشگاه، نقد و روشنگری اجتماعی است و این نمی­تواند در شرایطی صورت بگیرد که دانشگاه­ها بازوی فکری ایدئولوژی حاکم تلقی می­شوند (فراستخواه، 1388: 361).

اعطای استقلال به دانشگاه‌ها، سیاستی اصولی برای افزایش مسئولیت‌پذیری، پاسخگویی و ایجاد ثبات در راستای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی است. جذب منابع مالی، تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری از موضوعات مهم در بحث استقلال علمی دانشگاه‌هاست و بر این نکته تأکید می‌کند که کمک‌های مالی دولت‌ها، هرگز نباید مانع از آزاداندیشی دانشگاه‌ها و روحیه حقیقت‌جویی آن‌ها گردد (کریمیان و همکاران، 1390). توجه به محورهای زیر می‌تواند در نهادینه کردن استقلال در دانشگاه­ها کمک کند: ارتقای توان برنامه­ریزی و مدیریتی دانشگاه­ها و مراکز آموزش عالی؛ بهبود نظام مالی و اداری دانشگاه­ها در جذب و استفاده بهینه از منابع و امکانات؛ بی­طرفی کامل در مورد جناح­های سیاسی؛ ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش؛ افزایش قدرت اعضای هیئت‌علمی در موضوعات تخصصی؛ دوری از سیاست­های تبعیض­آمیز؛ حفاظت از اصالت و جایگاه علمی دانشگاه­ها؛ نهادینه کردن مدیریت مشارکتی؛ سازگاری با محیط؛ افزایش پاسخ (آراسته،1385: 3). بر اساس تحلیل کارکردی، کارکردهای استقلال دانشگاهی برون دادهای رفتاری هستند که از فرایندها نشأت می‌گیرند و در صورتی که ساختارهای متناسب با استقلال دانشگاهی ایجاد شود، کارکردهای استقلال دانشگاهی ظهور و بروز می‌یابند. به طور عمده این کارکردها عبارت‌اند از: استقلال سازمانی، استقلال مالی، استقلال هیئت‌علمی و استقلال علمی (بردهال،1990: 152).

[1]  Reehana Raza