نظام تضمین کیفیت آموزش عالی

مدیریت کیفیت، همراه با مدیریت راهبردی و مدیریت بهره‌وری، ارکان سه‌گانه مدیریت مطلوب دانشگاه‌ها در دنیای امروز است؛ بنابراین، ارتقای كيفيت، رمز بقاي يك نظام آموزش عالي در دنيايي است كه روزبه‌روز رقابتي تر می‌شود. ايده دانشگاه مستقل، تنها به شرط استقرار نظام تضمين كيفيت عملی می‌شود.

توسعه پایدار نظام آموزش عالی،  به عنوان پر ارزش‌ترین نهادهای جامعه در پیشبرد و توسعه دانش، فن‎آوری، میراث فرهنگی و ارزش‎های حاکم بر آن، مستلزم رشد موزون و همگام ابعاد کمی و کیفی این نظام پویاست و اعتلای روزافزون آن مرهون طراحی و استقرار نظام‎های تعالی‌بخش و تداعی‌گر همت عالی دغدغه داران این عرصه در دهه اخیر در قالب اجتماعی علمی، در حوزه ارزیابی کیفیت در نظام‌های دانشگاهی می‌باشد.

نظام آموزش عالي، به عنوان پدیده‌ای هدفمند داراي دو بعد كمي و كيفي است كه رشد متعادل و موزون آن نيز بايد در هر دو بعد كمي و كيفي به موازات يكديگر باشد. بايد گفت كيفيت آموزشي و پژوهشي، ازجمله دغدغه‌هایی است كه هميشه نظام‌های دانشگاهي براي دستيابي به آن تلاش می‌کنند. از سوي ديگر كيفيت در آموزش عالي، امري پويا و داراي ابعاد متعددي است كه دائماً تغيير می‌کند. با استفاده از ديدگاه سيستمي و نگاه جامع به كيفيت، می‌توان كيفيت نظام آموزشي را بر مبناي هر يك از عوامل دانشگاهي، عوامل درونداد، فرايند و برونداد مدنظر قرارداد.

علیرغم تلاش‌های زیادی که در امر توسعه آموزش عالی در ایران صورت پذیرفته است؛ متأسفانه نظام آموزش عالی کشور از نارسایی‌های زیادی در ابعاد کیفی رنج برده و عموماً در گزارش‌های متعدد اظهار می‌شود که کمیت آموزش عالی و تولید علم در ایران، رشدی بیش‌ازپیش داشته، ولی از نظر کیفیت، پیشرفت مطلوبی نداشته است؛ به طوری که عمده‌ترین مشخصه آموزش عالی ایران در سال‌های اخیر، سیر نزولی شاخص‌های کیفی آن بوده است و لزوم توجه به این مسئله باید نگرانی جدی را در نظام‌های دانشگاهی ایران به وجود آورد. گسترش كمی دانشگاه‌ها، كثرت مؤسسات آموزشی متنوع، افزایش تعداد دانشجویان و گاهی وجود خیل عظیم دانش‌آموخته بیكار از دیگر چالش‌هایی هستند كه نظام آموزش عالی ایران را با مشكلات عدیده‌ای مواجه نموده است. علاوه بر این، تا کنون نقش و جایگاه نظام نظارت و ارزیابی در آموزش عالی ایران، به فعالیتی تشریفاتی و نمایشی مبدل گردیده بود. در پاسخ به این سؤال که چگونه می‌توان دفاتر نظارت و ارزیابی را به جایگاه شایسته آن (ضمانت اجرایی تصمیمات و نقش موثر در میدان بازی) رهنمون ساخت؟ می‌توان عنوان کرد احتمالاً پاسخ به این سؤال در نگاه ساختاری و کارکردی به اجزاء و عناصر دانشگاه نهفته است و در واقع بایستی ساختارهایی را بنا نهاد که نظارت و ارزیابی در درون تمامی عناصر نظام دانشگاهی نفوذ کند.

گسترش كمی نظام آموزش عالی بدون توجه به ظرفیت‌های موجود و توان بافت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، كاهش كیفیت نظام آموزش عالی نیز به دنبال خواهد داشت. در واقع نمی‌توان گسترش كمی و ازدیاد تعداد دانشجویان و دانش‌آموختگان را دلیلی بر وجود كیفیت مطلوب دانست. این چالش‌ها، لزوم مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی را در نظام آموزش عالی ایران منجر شده است و نظام دانشگاهی را وادار به بازاندیشی در ساختار، رسالت، اهداف، كاركردها و فرایندهای خود نموده است. ازآنجاکه دانشگاه‌ها ازجمله مهم‌ترین نهادهایی هستند كه جوامع جهت رشد و توسعه به آن‌ها نیاز دارند، شفافیت، پاسخ‌گویی و بهبود كیفیت در آن‌ها الزامی است. ارتقاء و بهبود كيفيت آموزش، هدف متعالي هر نظام آموزشي است كه دست نيافتن به اين هدف باعث به هدر رفتن منابع اقتصادي، زوال اعتمادبه‌نفس و تزلزل شخصيت فردي و اجتماعي فراگيرندگان می‌شود.

باید توجه داشت شناخت عملکرد سیستم‌های دانشگاهی (فعالیت‌ها و نتایج حاصل از آن‌ها) از طریق صورت دوگانه آن – کمیت و کیفیت – ممکن است که هر دو نشان از یک واقعیت پیچیده دارند. پدیده‌های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی و ... در دانشگاه‌ها در چنین میدان پیچیده‌ای به وجود می‌آیند؛ و بنابراین، «ابزارهای تعیین» کیفیت در آموزش عالی، بدون توجه به این میدان، به شناختی سطحی از آن دست می‌یابد و توهمی از «شناخت قطعی» از آن به وجود می‌آورد. تعریف ناپذیری کیفیت در آموزش عالی، مسیر جدیدی در مقوله «کیفیت شناسی» در آموزش عالی می‌گشاید. تعریف از پیش تعیین‌شده کیفیت در آموزش عالی بر اساس معیارها و شاخص‌های «معین»، با پویایی سیستم‌های دانشگاهی در تضاد بوده، مانع بزرگی برای بروز خلاقیت‌ها و نوآوری‌های آموزشی/پژوهشی سازمان‌های دانشگاهی محسوب می‌شود (یمنی، 1391).

 

پژوهش ها و مقالات آموزش عالی ایران در حوزه نظام ارزیابی و تضمین کیفیت

 

bullet سرآمدی همه جانبه در کیفیت (مدیریت کیفیت)

 امروزه نه تنها وسایل نیل به اهداف، پی در پی تغییر پیدا می کنند، خود اهداف نیز مرتب بازتعریف می شوند. ولی ما همچنان به به درک سطحی از اهداف و به شیوه های منسوخ، توسل می جوییم. آموزش عالی در دنیا در حال دگرگونی های ژرفی است. برنامه های آموزشی و پژوهشی، در حال تحول هستند. دانشگاهها مراودات محیطی و قالبیت انعطاف و مسئله گرایی خود را بیشتر می کنند. نمونه اش فرا رشته ها و میان رشته هاست. نقش نهادهای غیردولتی در آموزش عالی افزایش می یابد. دانشگاهها احساس می کنند که باید بیش از پیش برون گرا و پاسخگو به جامعه بشوند. فرایندهای در حال رشد جهانی شدن و آزاد شدن و فناوری اطلاعات و ارتباطات سبب شده است که دانشگاهها به عنوان نهادهای تفکر و معنا، از قیومیت دولتها بیرون بیایند و با جامعه و جهان اجتماعی ارتباط داشته باشند. این در حالی است که دانشگاههای ما از موقعیت مساعد و شانس لازم برای همراه ساختن مبتکرانه و خلاق خود با آهنگ تحولات پیشرو جهانی برخوردار نیستند؛ چون مدیریت آنها و فضای کاری آنها تحت تأثیر شرایط و وضعیت کلان کشور است.

آموزش عالی و علم در دنیای امروز نه یک کالای تجملی، بلکه کالایی ضروری و شیه عمومی است، اما در جامعه ما جایگاهی حاشیه ای دارد. در زندگی مبتنی بر دانش، دانشگاه فقط یک نهاد خاص و یک پردیس محدود و به معنای ساختمان و فضا و مکان متمایز نیست، دانشگاه به عنوان مرکز تولید فکر و معنا و ظرفیتهای مشاوره تخصصی و خدمات علمی و فنی و نقد و روشنگری اجتماعی، در همه بخش ها حضور و مشارکت دارد، هر جا فکر و دانش هست، هر جا یک بسته اطلاعاتی به کار می آید، هر جا که دانش آموخته و متفکر و منتقد و کارشناس و متخصصی مورد نیاز است؛ در کارخانه، بازار، خدمات، بیمارستان، مدیریت، برنامه ریزی، فرهنگ و محیط زیست و در درون خود دولت، هر جا و هر وقت که نیاز به دانش و معنا هست (که همه جا و همه وقت نیز چنین است) دانشگاه نیز همان جا باید باشد.

دانشگاه فقط به پشتوانه استقلال، خودگردانی و آزادی های آکادمیک و با مدیریت های مستقل حرفه ای و از طریق همکاریهای آزاد بین المللی است که می تواند این رسالت ها را بر عهده بگیرد و جوابگوی جامعه باشد و در امحای فقر، بیسوادی، گرسنگی، آسیب های اجتماعی، بی هنجاری، بیگانگی، ترس و اضطراب، بیماری و در روشنگری درباره آثار زیانبار عدم مدارا، خشونت و تخریب محیط زیست و غیر آن، مشارکت جدی و نقش مؤثر ایفا کند. سرانجام الگوی ارزیابی درونی و بیرونی (اعتبارسنجی) با همکاری و تعامل شبکه ای از تمامی ذینفعان مانند دانشگاهها، انجمنهای علمی، نهادهای غیر دولتی، دولت و بازار کار؛ مطمئنا گزینه مناسب تری برای دوره گذار دانشگاه به ترازهای کیفیت جهانی (کلاس جهانی) است.