فرایند برنامه‌ریزی راهبردی بر اساس الگوی عملیاتی

فرایند برنامه‌ریزی راهبردی دانشگاهی، مبتنی بر رویکرد هنجاری است (در پی ایجاد تغییراتی است که مطلوب تشخیص داده می‌شود)؛ در این راستا، حصول توافق و آمادگی برای برنامه‌ریزی و نیز شناخت وضع گذشته و موجود، مبنای اولیه این فرآیند و فاز ابتدایی فرایند است. در فاز دوم، توصیف وضعیت دانشگاه، پویش محیطی و آینده نگاری تحولات بین‌المللی، ملی و منطقه‌ای، مدنظر قرار می‌گیرد. خروجی و برونداد فرآیندهای نظام‌یافته «بررسی وضعیت موجود و تحلیل محیطی»، "دانشگاه پژوهی"، "مطالعات تطبیقی"، "بررسی اسناد بالادستی" و «آینده پژوهی و آینده نگاری راهبردی» در مراحل قبل ، تعیین، ارزیابی و انتخاب گزینه‌های راهبردی، پیشران‌ها و عوامل کلیدی مؤثر بر توسعه دانشگاه در آینده است که در فاز سوم به آن پرداخته می‌شود. این مرحله جزو مهم‌ترین مراحل این فرآیند است که طی آن، بازیگرانِ تأثیرگذار بر مراحل توسعه دانشگاه، شناسایی می‌شوند. در فاز چهارم و پس از انتخاب گزینه‌ها و مسائل راهبردی و کلیدی و نیز سناریوهای متناسب با آن‌ها، وضع مطلوب و آرمانی دانشگاه تصویرسازی شده و ارکان جهت ساز شامل دکترین و ارزش‌های محوری، مأموریت و چشم‌انداز، ترسیم و تدوین می‌گردد. در فاز پنجم بر اساس وضعیت مطلوب، فاصله میان وضعیت موجود و مطلوب تحلیل شده و به استناد این موارد و نیز سناریوهای مطلوب، نقشه مسیر شامل: اهداف کلان و عالی؛ هدف‌گذاری کیفی و کمی؛ راهبردهای کلان و بخشی؛ سیاست‌ها و تصمیمات اجرایی؛ شاخص‌های کلیدی عملکرد؛ برنامه‌های عملیاتی و نگاشت نهادی، تعیین و تدوین می‌شود و در نهایت برنامه به مرحله اجرا رسیده و در فازهای ششم و هفتم، فرآیندهای مدیریت عملکرد (بر اساس شاخص های کلیدی عملکرد) و بازنگری و اصلاح، نقش بسیار اساسی در پایش، ارزیابی و بازخورد مداوم برای اجرای اثربخش راهبردها و تصمیمات راهبردی و بازنگری برنامه در صورت لزوم، ایفا می‌کنند.

لازم به توضیح است نظام یکپارچه آمار و اطلاعات، سیستمهای اطلاعاتی و تکالیف فرادستی، از یک سو و از سوی دیگر، تفکر راهبردی، آینده اندیشی و نظام پایش، بازخورد و ارزشیابی مستمر در طول فرآیند، مدنظر خواهند بود. در ادامه مهم‌ترین مؤلفه‌های الگو و فرآیند مذکور مورد بررسی و توصیف قرار می‌گیرند:

1 مطالعه وضعیت موجود و تحلیل محیطی: همان طور که اشاره شد پس از حصول توافق و آمادگی برای برنامه‌ریزی راهبردی، مهم‌ترین گام، ارائه توصیفی جامع از دانشگاه، پدیده‌ها و محیط آن است. در این مرحله، شرایط دانشگاه از زمان گذشته تا حال، مورد بررسی قرار می‌گیرد. شناسایی وضعیت موجود و تعیین چالش‌های توانمندی‌های دانشگاه در ابعاد مختلف، یکی از منابع مفید و ارزشمند جهت تدوین برنامه راهبردی محسوب می‌شود. به این منظور، با ساماندهی کمیته‌های مطالعاتی – متشکل از تعداد قابل‌توجهی از اعضای هیئت‌علمی و کارکنان دانشگاه – بررسی عمیق از وضعیت جاری دانشگاه در حوزه‌های مختلف صورت می‌گیرد.

به زعم یمنی (1388) نمی‌توان پدیده حال را درک کرد مگر با درک عمیق گذشته دور و نزدیک مرتبط با پدیده مورد مطالعه و برنامه‌ریزی آتی ممکن نخواهد بود مگر با تشخیص چگونگی (توصیف) و چرایی (توضیح) وضع موجود پدیده‌های نظام دانشگاهی. در این مرحله، هدف آن است که مشخص کنیم در وضع موجود با چه مشکلات، محدودیت‌ها، قابلیت‌ها و توانمندی‌هایی در زمینه‌های آموزشی، پژوهشی، اجتماعی، فرهنگی، فناورانه و منابع مالی و انسانی، زیربنایی و ...، مواجه هستیم. در این وضعیت داده‌های مربوط به این شرایط، پدیده‌ها و پدیدارها، گردآوری، طبقه‌بندی و به صورت نظام‌مند و شفاف، مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. بی‌تردید بدون اطلاعات آماري دقيق از وضعیت دانشگاه و بررسی‌های كالبدي و نیز استفاده از سیستمهای اطلاعاتی یکپارچه، هر نوع شناخت و پیشنهاد راه‌حلی مناسب، امکان‌پذیر نیست. علاوه بر توصیف وضع موجود، امکان شناسایی، تحلیل و تبیین دلایل، زمینه‌ها، علل و عوامل مؤثر بر شکل‌گیری وضع موجود نیز در این مرحله وجود دارد. به منظور تبیین وضعیت موجود و تعریف چالش‌ها و توانمندی‌های دانشگاه در حوزه‌های مختلف کاری، از روش‌ها و شیوه‌های متعدد و متنوعی به فراخور مقتضیات و مقدورات هر حوزه استفاده می‌شود. برگزاری جلسات هم اندیشی و خبرگی، انجام مصاحبه‌های نیمه ساخت‌یافته حضوری، تکمیل پرسشنامه‌های اطلاعاتی و به‌کارگیری فنون آماری مناسب (از جمله تحلیل عاملی) برای استخراج چالش‌ها و توانمندی‌های حوزه‌های مختلف کاری دانشگاه به کار برده شد. نتایج حاصل از این بخش از مطالعات، بسیار مفصل و حاوی نکات ارزشمند و مفیدی بود. همچنین، یکی از مهم‌ترین روش‌های رایج به منظور توصیف و شناخت وضع موجود، روش سوات است که همزمان با بررسی وضع موجود، نقاط قوت و ضعف، تهدیدها و فرصت‌ها نیز شناسایی می‌شود. علاوه بر روش سوات، روش‌های فرا تحلیل، پیمایش و تحلیل داده‌های ثانویه در این مرحله، قابل استفاده است.

از سوی دیگر، یکی از مراحل بسیار مهم در برنامه­ریزی راهبُردی، پویش و تحلیل محیطی و ارزیابی محیط درونی و بیرونی سازمان است. هدف از تجزیه و تحلیل شرایط محیطی، آگاه شدن از عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، فناورانه، فنی و اقلیمی مؤثر بر سازمان و اهداف آن است. به اعتقاد فراستخواه (1392)، پویش محیطی از الزامات برنامه‌ریزی سناریویی است. این کار باید به صورت نظام‌مند و با تقطیع محیط به اجزای آن و گردآوری و ثبت منظم اطلاعات انجام گیرد تا داده‌های مربوط به محیط و تحولات آن هرچه کمتر به صورت تصادفی باشند و تا حد امکان، ترتیبات نظام‌مند شود.

هر دانشگاهی در زمینه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... خاصی قرار دارد. بدون شناسایی این زمینه، امکان ایجاد تغییرات در جهت تعالی و توسعه دانشگاه میسر نیست؛ بنابراین، زمینه‌ای کردن تفکر و عمل برنامه‌ریزی توسعه دانشگاهی، پیش‌فرض اساسی برنامه‌ریزی در نظام دانشگاهی است. نمی‌توان در دانشگاه‌ها بدون توجه به کلیت آن، یعنی ارتباط دانشگاه محیط، برنامه‌ریزی کرد (یمنی، 1388). در محیط شناسی دانشگاه، سه محیط اصلی تعریف می‌شود (شکل 5-7). در این دسته‌بندی، ابتدا محیط داخلی دانشگاه (عوامل درون سازمان و زمینه دانشگاه) مورد نظر است. این محیط، بیشتر با شیوه چیدمان اعضای دانشگاه، ارتباطات آن‌ها و موضوعاتی همچون فرهنگ و جو سازمانی‌ دانشگاه، سروکار دارد. محیط بعدی که محیط تعاملی نیز گفته می‌شود، محیطی است که دانشگاه، با آن در تعامل مستقیم و بدون واسطه است؛ یعنی هر تغییر در این محیط، بی‌درنگ تأثیرات خود را در سازمان بر جای خواهد گذاشت. بدین معنا که سازمان اگر اقدامی انجام دهد، تأثیرات آن در محیط تعاملی آشکار خواهد شد. محیط بعدی یا محیط بافتاری و محیط دور دانشگاه، در واقع محیطی است که دانشگاه بر آن تأثیری ندارد و یا در بهترین حالت، تأثیر اندکی دارد. با این حال، تغییرات در محیط بافتاری، موجب تغییر بلندمدت و در مقیاس بزرگ‌تر در محیط تعاملی شده و سرانجام این تغییرات و تأثیرات مربوط به آن به دانشگاه خواهد رسید.

 در مرحله پویش محیطی، محقق باید به بررسی شرایط محیط داخلی و خارجی مؤثر بر موضوع مورد بحث بپردازد. این محیط‌ها از محیط مستقیم پیرامونی تا محیط دوردست را شامل می‌شود. همچنین محیط، قابل تفکیک به محیط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، فناورانه و ... است. روش پیشنهادی برای این مرحله، روش پِست[1] است که در اکثر منابع و آثار مدیریت راهبردی آمده است. تحلیل محیط شناسی می‌تواند ناظر به محیط کنونی باشد یا محیط آینده که در صورت اخیر به آینده‌پژوهی نزدیک می‌شویم. یکی از مهم‌ترین پارامترهای مؤثر بر تحلیل محیط، نیازها و انتظارات مشتریان یا مخاطبان در آینده است. برای تحلیل محیطی، می‌توان از روش‌های محیط شناسی، اسنادی، فرا تحلیل و روش‌های خبرگی مانند دلفی استفاده کرد (حاجیانی، 1395).

1 مطالعات آینده‌پژوهی و آینده نگاری: شناخت و درک هر چه بیشتر آینده آموزش عالی به طور اعم و دانشگاه‌ها به طور اخص از اهمیت بالایی برخوردار است. این شناخت به برنامه‌ریزان و تصمیم گیران دانشگاه کمک می‌نماید تا در عرصه‌های مختلف با اطمینان خاطر برنامه‌ریزی نمایند. لذا ضروری است تا به موازات تحلیل وضع موجود، پویش محیطی، بررسی اسناد بالادستی و مطالعات تطبیقی، مطالعات آینده‌پژوهی متناسب با نیازهای برنامه راهبردی دانشگاه نیز انجام پذیرد.

 آینده نگاری، یکی از اصلی‌ترین مراحل فرآیند برنامه‌ریزی در الگوی عملیاتی است. آینده نگاری، فرایندی است که طی آن، نیروها، روندها و نشانگرهای شکل‌دهنده یک موضوع برای آینده بلندمدت، درک و شناسایی می‌شود تا از طریق آن سیاست‌ها، اقدامات و راهکارهای مناسب برای دستیابی به وضع مطلوب، برنامه‌ریزی شود. طی این فرایند، آینده مناسب خلق می‌شود (حاجیانی، 1395). به بیان فراستخواه (1392)، برنامه‌ریزی راهبردی دانشگاهی، مستلزم آینده‌نگری و آینده نگاری است. وی اعتقاد دارد که با توجه به شرايط بسيار پيچيده در جهان به شدت رقابتي و با دگرگونی‌های گسسته، دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي ايران به مثابه نهادهايي هوشمند، خود تنظیم و خود راهبر راهي جز سوق دادن برنامه‌ریزی‌های خود به سمت الگوي آینده اندیشی و آینده نگاری راهبردي در پيش ندارند. یمنی (1388) نیز فرایند برنامه‌ریزی توسعه دانشگاهی را مبتنی بر آینده‌نگری می‌داند و خاطرنشان می‌سازد: «این فرایند پیش نگر است؛ به این معنی که در پی آینده‌نگری بر اساس تشخیص متغیرهای مؤثر در وضعیت حال دانشگاه و روندهای احتمالی آن متغیرها در آینده است. بدین ترتیب، برنامه‌ریزی توسعه دانشگاهی لازم است از علوم آینده‌نگری و فنون مختلف (دلفی، سناریونویسی، الگوسازی و ...) استفاده کند».

در مجموع، آینده نگاری، یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین مراحل فرآیند برنامه‌ریزی در این الگو است که ضرورتاً باید بعد از شناخت وضع موجود برای تعیین مسائل کلیدی و موضوعات کانونی دانشگاه، به آن پرداخته می‌شود. در این مرحله، آینده نگاریِ تحولات و تغییرات بین‌المللی، ملی و محلی در چارچوب مسائل کلیدی نظام دانشگاهی، مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. هدف این مرحله یافتن نیروهای پیشران توسعه دانشگاه از طریق بررسی متغیرهای کلیدیِ مؤثر است. این مرحله از فرآیند برنامه‌ریزی، پل ارتباط میان متغیرهای کلیدی دانشگاه به تعیین حوزه‌های هدف در آینده و ترسیم چشم‌انداز است. در این مرحله از روش‌های سناریونویسی، پویش محیطی، تحلیل ماتریس متقاطع، روند یابی و تحلیل چند سطحی روندها و گرایش‌ها، رویدادها و نوآیندها و ...، می‌توان استفاده کرد.

یکی از روش‌هایی که در آینده نگاری کاربرد زیادی دارد، نگاشت سناریو و گزینش سناریوهای مطلوب است. سناریو، گزینه‌هایی درباره مسیر آینده هستند که به روش سیستماتیک تهیه، رتبه‌بندی و اعتبار بخشی می‌شوند. اگر بتوان این گزینه‌های آینده را بررسی و اعتبار یابی کرد، در آن صورت می‌توان گزینه‌هایی برای آینده به شکل سناریو تعریف شود. سناریوها از طریق آن نیروهای پیشران و عدم قطعیت‌ها به دست می‌آید (میز آینده‌پژوهی آموزش عالی، پنل شماره 8، 1394). به اعتقاد فراستخواه (1392)، سناریو نگاری، یکی از بهترین و قوی‌ترین ابزارها و فنونی است که با بررسی و شناسایی تغییرات و عدم قطعیت‌های محیطی، چندین چشم‌انداز متفاوت از آینده را ارائه می‌دهد. در این شیوه، آینده‌هایی که امکان وقوع آن‌ها محتمل است، در قالب داستان­هایی بیان شده و روایت­های بدیلی درباره­موقعیت‌های مرتبط با آینده ارائه می‌گردد. سناریو، گزینه‌ای از توصیف وقایع آینده است که باید باورکردنی و دربرگیرنده فرایندهای مفید برای تصمیم‌گیری بوده؛ همچنین، دارای سازگاری درونی و محتوایی نسبت به آنچه در آینده می‌تواند رخ دهد، باشد.

سناریو، بر منطق تنوع رخدادهای قابل وقوع در آینده استوار است. در سناریونویسی، عوامل مختلف مؤثر بر رخداد موضوعِ مورد بررسی شناسایی شده، میزان اهمیت و نایقینی رخداد و جنبه­های متفاوت آن‌ها تعیین شده؛ سپس بر حسب یک نظام رتبه­بندی خاص عوامل مهم­تر شناسایی و مبنای رخداد احتمالی وضعیت­های متفاوت پدیده مورد بررسی قرار می­گیرند. در این رهیافت، دانشگاه با استفاده از گستره وسیعی از سناریوها و داستان‌ها، می‌کوشد چالش‌ها و عدم قطعیت‌های اصلی در محیط دور و نزدیک را شناسایی نموده و خود را آماده رویارویی با این چالش‌ها و مسائل راهبردی عمده نماید (منظور از چالش، تنها تهدیدها نیست و فرصت‌ها و نحوه رسیدن به آن‌ها نیز چالش محسوب می‌شود). سناریو­ها می­توانند مستقیماً به عنوان نتیجه پژوهش آینده نگاری ارائه شوند یا به عنوان ورودی سایر روش‌های آینده نگاری (مانند پانل­های خبرگان) استفاده شوند. هم­چنین می­توان در تدوین سناریو­ها از خروجی روش­های دیگر مانند پیمایش موضوعی، پویش محیطی یا شبیه‌سازی بهره برد. از میان سناریوهای جمع‌آوری شده، باید سناریوهای مناسب را که متناسب با آینده مطلوب طراحی شده باشد برای تدوین مطلوبیت‌های راهبردی، انتخاب کرده و تأثیرگذاری تحولات علم و فناوری بر انعطاف سناریوهای منتخب مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد. پویش محیطی نیز امکان بررسی میزان دسترسی به اهداف از پیش تعیین شده را با توجه به وضعیت موجود محیط نشان می­دهد. این ارتباط متقابل بین سناریو، تحلیل روند و پویش محیطی و امکان ایجاد تغییر در برنامه‌ریزی، همان مفهوم تفکر برنامه‌ریزی را در ذهن تداعی می­کند. در مرحله پس از تدوین سناریو نیز، به­کارگیری سناریوهای احتمالی برای برنامه‌ریزی آینده نیازمند توجه به روندهای آینده است. اگر روندهای حاکم بر متغیرهای موجود و مهم مسئله با برنامه‌های تدوین‌شده پیشین (حتی برنامه‌های راهبردی) ناهماهنگ باشند و احتمال رسیدن به اهداف برنامه را کم کنند، باید در برنامه‌های تدوین‌شده، بازنگری جدی نمود. پویش محیطی نیز امکان بررسی میزان دسترسی به اهداف از پیش تعیین شده را با توجه به وضعیت موجود محیط نشان می­دهد. این ارتباط متقابل بین سناریو، تحلیل روند و پویش محیطی و امکان ایجاد تغییر در برنامه‌ریزی، همان مفهوم تفکر برنامه‌ریزی را در ذهن تداعی می­کند. در این مرحله نیز می‌توان از نرم‌افزارهایی که اخیراً طراحی شده است، استفاده کرد. این نرم‌افزارها قادرند از میان انواع سناریوهای ممکن، بر اساس برخی داده‌های ورودی، سناریوی مناسب را انتخاب و ارائه دهد.

شایان‌ذکر است، در جهت آینده‌پژوهی، آینده نگاری و گزینش سناریوهای مطلوب، علاوه بر موارد فوق، مجموعه مستندات و گزارش‌های تهیه‌شده توسط مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی تحت عنوان "میز آینده‌پژوهی" و با موضوعات متعدد در حوزه آینده‌پژوهی آموزش عالی ایران، لازم است به طور مبسوط مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

1 تعیین، ارزیابی و انتخاب گزینه‌های راهبردی: خروجی فرآیندهای نظام‌یافته «بررسی وضعیت موجود و تحلیل محیطی»، "دانشگاه پژوهی"، "مطالعات تطبیقی"، "بررسی اسناد بالادستی" و «آینده پژوهی و آینده نگاری راهبردی» در مراحل قبل، تعیین، ارزیابی و انتخاب گزینه‌های راهبردی، پیشران‌ها و عوامل کلیدی مؤثر بر توسعه دانشگاه در آینده است. طی این مرحله، بازیگرانِ تأثیرگذار بر مراحل توسعه دانشگاه، شناسایی می‌شوند. در این مرحله از الگوها و نرم‌افزارهای خاصی استفاده می‌شود. روش این نرم‌افزارها به این گونه است که ابتدا متغیرها و مؤلفه‌های مهم در حوزه مورد نظر را شناسایی کرده و سپس آن‌ها را در ماتریسی مانند ماتریس تحلیل اثرات، وارد نموده و میزان ارتباط میان این متغیرها با حوزه مربوطه توسط خبرگان، تشخیص داده می‌شود.

1 ارزیابی و مدیریت عملکرد: در این مرحله که در واقع نمود عینی تلاش‌ها برای اجرای راهبردها و سیاست‌های راهبردی است، مواردی همچون سیاست‌گذاری مدیریت دانشگاه برای ارزیابی عملکرد، ارزیابی چند لایه‌ای اجرای راهبرد، اندازه‌گیری و کنترل پیشرفت و سنجش اثربخشی بر اساس شاخص‌های عملکرد دانشگاه، تحلیل فاصله میان اجرا و وضع مطلوب و در نهایت ارائه گزارش، اطلاع‌رسانی و بازخورد، مدنظر قرار می‌گیرد. علاوه بر این، همزمان تحولات محیط رصد شده و تغییرات لازم در مراحل مختلف برنامه‌ریزی داده می‌شود. پس از ارزیابی روند اجرا، خروجی‌های مثبت و منفی آن نیز سنجش و ارزیابی شده که می‌تواند بر اصلاح فرآیند برنامه‌ریزی در مراحل مختلف (موضوعات راهبردی، مسائل کلیدی، سناریوها، راهبردها، سیاست‌ها و تصمیمات راهبردی) و احتمالاً بر رفع موانع، مشکلات و نقایص فرآیند برنامه‌ریزی، مؤثر باشد. در مجموع، این مرحله شامل: 1. ارزیابی راهبردها و عملکرد و محاسبه میزان خلق ارزش از سوی دانشگاه؛ 2. اثر سنجی برنامه‌ها، خدمات و پیامدها و تولیدات دانشگاه؛ 3. یادگیری راهبردی و تجزیه و تحلیل دستاوردها، شکست‌ها و مستندسازی تجربیات موفق است. با توجه به این که برنامه‌ریزی، یک فرآیند پویا و انعطاف‌پذیر است، باید این امکان را داشته باشد که با تغییر شرایط محیط و زمان و یا تغییر فناوری‌های روز، تغییر یافته و به‌روز شود. شایان ذکراست یکی از ابزارهای مهم در مرحله کنترل پیشرفت و سنجش اثربخشی، استفاده از کارت امتیازی متوازن و شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) است و در مرحله گزارش و اطلاع‌رسانی، از ابزار داشبورد اطلاعاتی و مدیریتی برای سطوح مختلف دانشگاه می‌توان استفاده کرد؛ به عبارت دیگر، تعریف، توسعه و تصویب راهبردهای سازمانی، نیازمند شناسایی و افزایش تعداد شاخص‌های ارزیابی عملکرد و پیاده‌سازی اطلاعات آن در نرم‌افزارهای مرتبط است. هر اندازه تعداد این شاخص‌ها بیشتر باشد، نیاز به تحلیل‌های میان سازمانی به کمک شاخص‌های ترکیبی بیشتر می‌شود.

استفاده از نرم‌افزارهای هوشمند، به منظور پیاده‌سازی سامانه داشبورد راهبردی سنجش عملکرد، امری اجتناب‌ناپذیر در تحلیل داده‌های دانشگاه است، به طوری که توان تلفیق مدلهای گوناگون ارزیابی را برای ارزیابی کیفیت دانشگاه متناسب با منظرهای مختلف کارت امتیازی متوازن فراهم آورد. هدف از تهیه و به‌کارگیری داشبورد راهبردی مدیریت، عبارت است از تهیه ابزاری ارزشمند در محیط رقابتی که مدیران دانشگاه را برای تصمیم‌گیری‌های صحیح و روشن تر آماده نموده و از مزیت واکنش سریع نسبت به شرایط و تغییرات بهره‌مند سازد. سامانه داشبورد مدیریت، مفهومی جدید در مدیریت اطلاعات است که با ارائه ابزار دیداری داده‌های حیاتی، مجموعه انبوهی از تحلیل‌های مربوط به فرایند مدیریتی را در زمینه‌های مورد نیاز به افراد مربوط ارائه می‌دهد. این سامانه، داده‌های بخش‌های مختلف سازمان را یکپارچه کرده و تحلیل‌های مالی، شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) سازمان و ... را در بر می‌گیرد تا دیدی جامع از عملکرد سازمان را ارائه دهد (یزدان پناه و احسانی، 1389).

 

1 الگوی پیشنهادی تدوین برنامه راهبردی دانشگاه‌ها، مراکز آموزشی و پژوهشی و پارک‌های علم و فناوری - توصیه شده توسط وزارت عتف

1 دستورالعمل پیشنهادی وزارت عتف برای تهیه و تنظیم برنامه راهبردی دانشگاه‌ها

1 فرایند تدوین سند راهبردی در دانشگاه فردوسی مشهد


مقالات و پژوهش‌هایی در حوزه نظام برنامه‌ریزی دانشگاهی



پژوهش‌ها و مقالاتی در حوزه نظام ارزیابی و تضمین کیفیت نظام‌های دانشگاهی



 

 

 

 

 

 

 

[1] PEST