مقدمه

در عصری که با تعابیری همچون عصر دانش، عصر اطلاعات، عصر جهانی‌شدن‌ها، عصر سیستم‌ها، عصر پیچیدگی، عصر خردورزی، عصر گسست‌ها؛ عدم تداوم‌ها؛ ناپیوستگی‌ها و دانایی محوری از آن یاد شده و آهنگ تغییرات افزایش می‌یابد، پیچیدگی مسائلی که در برابر ما قرار دارند نیز افزایش پیدا می‌کند. مواجهه با این پیچیدگی‌ها، نیازمند تفکری پویا، راهبردی و سیستمی است که بتواند در تطابق با این تغییرات و سازگاری با آن به‌موقع عمل نماید. تغییرات و تحولاتی که در چند دهه اخیر در تمامی شئون علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جوامع بشری پدیدار شده است، بیش‌ازپیش بر اهمیت نقش نظام‌های آموزشی خصوصاً آموزش عالی و دانشگاه‌ها افزوده است، به‌طوری‌که به تعبیر راولی، «امروزه تغییر برای آموزش عالی و مؤسسات آن، نه یک فرصت، بلکه یک ضرورت است». چالش‌های جدید و محیط در حال تغییر، موضوع توجه به «برنامه‌ریزی راهبردی»، «تفکر برنامه‌ریزی» و «توسعه و مدیریت آموزش عالی» را بیش‌ازپیش مورد تأکید قرار داده است. همگامی با این تغییرات، مستلزم درک پدیده‌های تغییر سریع، رقابت‌پذیری، عدم قطعیت و افزایش خطر از دست رفتن بقای سازمانی است. مدیریت دانشگاهی، با پذیرفتن پیچیدگی و پویایی سیستم دانشگاه در حکم سیستمی زنده، باید به‌طور دائم در پی درک حالاتی باشد که دانشگاه به خود می‌گیرد تا بتواند وضعیت آن را با توجه به شرایط پیرامونی و درونی آن، در جهت اثربخشی و موفقیت بیشتر بهبود بخشد. به این دلیل برای روبه‌رو شدن و مواجهه با چالش‌ها، لازم است در ساختار و محتوای دانشگاه‌ها و سازمان‌های دانشگاهی، تفکر مجدد کرد و پیچیدگی آن را فهمید. مطالعات تطبیقی آموزش عالی نشان می‌دهد؛ دانشگاه‌هایی موفق‌اند که از یک نظام چرخه زندگی دانشگاهی، یعنی نظام برنامه‌ریزی و توسعه، نظام نگهداری و ارزشیابی و اعتبارسنجی و نظام تولید و توزیع برخوردار باشند. همچنین دانشگاه‌های موفق دارای ویژگی‌هایی هستند که آن‌ها را از سایر دانشگاه‌ها متمایز می‌کند. یکی از این ویژگی‌ها، پایه‌گذاری نگرش و فلسفه پایدار و سازگار در قالب یک برنامه است (مقدمه سند برنامه راهبردی دانشگاه حکیم سبزواری).



ضرورت تحول در دانشگاه

تبیین ضرورت تحول در دانشگاه بر اساس دورنما و برداشت کلی است که از آموزش عالی در مقیاس بین المللی و ملی وجود دارد. جریان کلی پدیده‌های جهان، حاکی از بالا بودن نرخ تغییرات است؛ هم‌راستا با تغییر و تحول نهادهای جامعه، سرعت تغییرات دانشگاه‌ها نیز بیشتر می‌شود. تغییرات و تحولاتی که در چند دهه اخیر در تمامی شئون علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جوامع بشری پدیدار شده است، بیش از پیش بر اهمیت نقش نظام‌های آموزشی به ویژه آموزش عالی و دانشگاه‌ها، افزوده است. امروزه تغییر برای آموزش عالی و مؤسسه‌های آن، یک ضرورت است نه یک فرصت. در چنین شرایطی، آموزش عالی باید با دقت بیشتری به محیط اطراف و محیط درونی خود و پویایی‌ها و پیچیدگی آن‌ها توجه کند. مدیریت آموزش عالی با پذیرفتن پیچیدگی و پویایی سیستم آموزش عالی و مؤسسه‌های آن در حکم سیستمی زنده و پویا باید به طور دائم در پی درک حالاتی باشد که سیستم آموزش عالی به خود می‌گیرد تا بتواند وضعیت آن را با توجه به شرایط پیرامونی و درونی آن در جهت اثربخشی، کارایی، بهره‌وری، تضمین کیفیت و موفقیت بیشتر بهبود بخشد. چالش‌های جدید و محیط در حال تغییر، موضوع توجه به برنامه‌ریزی راهبردی، تفکر برنامه‌ریزی و توسعه و مدیریت آموزش عالی را نیز بیش از پیش مورد تأکید قرار داده است. بدین دلیل، در دنیای نامعین و متغیر، وجود یک چشم‌انداز برای آینده دانشگاه ضروری است.

انجام برنامه‌ریزی راهبردی، دانشگاه پژوهی و آینده‌پژوهی در جهت سازگاری فعال دانشگاه با تحولات جهانی، ملی و محلی و مواجهه هوشمندانه آن با احتمالات پیش رو در جهت خلق آینده مطلوب، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. در شرایط پویا و پیچیده، اتکای مدیریت دانشگاهی به روش‌های برنامه‌ریزی کلاسیک و خطیِ مبتنی بر پیش‌بینی و تدوین اسناد راهبردی دانشگاه‌ها بر پایه  الگوهای حوزه صنعت و تجارت، علاوه بر اینکه جوابگوی نیاز مدیریت دانشگاهی نیست، با واقعیات محیط دانشگاه نیز در تعارض قرار می‌گیرد. از این رو، برنامه‌ریزی راهبردی و تدوین برنامه‌های راهبردی مبتنی بر الگوهای بومی که زمینه، ماهیت و عملکرد سیستمهای دانشگاهی را بر اساس دانشگاه پژوهی و آینده‌پژوهی و تغییر رویکرد از پیش‌بینی به آینده نگاری مدنظر قرار می‌دهند، امری بسیار مهم است.

 

پارادایم تحول، پیش نیاز برنامه راهبردی دانشگاه

آموزش عالی در جهان دچار وضعیت "فوق پیچیدگی" شده است. از یک سو، فرصتهای آموزشی بسط یافته و با افزایش دانشگاهها و دانشجویان در مقیاس جهانی، عدالت آموزشی گسترش می یابد. اما در عین حال با این گسترش فزاینده، دولت ها از تأمین بودجه و امکانات لازم دانشگاهها ناتوان و عاجز شده و در نتیجه مشارکت متقاضیان آموزش عالی در تأمین بخشی از هزینه ها به ضرورت اجتماعی اجتناب ناپذیری بدل شده و این نگرانی را پدید آورده است که آموزش عالی دور باطل نابرابری های اجتماعی را بازتولید کند. از سوی دیگر، ظهور جامعه دانش بنیان، نیازمندی جامعه به نهاد دانشگاه را به امری واقعی تر تبدیل کرده و دانشگاه را نیز به سوی پاسخگویی به نیازهای روز جامعه سوق داده است. اما مجددا این نگرانی را پدید آورده که رسالت اساسی دانشگاه برای کشف حقیقت و بسط مرزهای دانش و تأمین نیازهای فردا فراموش شده و نهاد دانشگاه به یک مؤسسه خدمات آموزشی و پژوهشی بازاری و سرمایه سالار تبدیل شود.

مجموعه این تناقضات، تردیدها و پرسش ها، باعث شده است تا امروز در جهان از بحران آموزش عالی سخن بگویند و ماهیت آن را ماهیتی شناختی و معرفتی بدانند. آنچه در جهان واقع رخ داده است، تغییر" بستر اجتماعی" آموزش عالی است. به عبارت دیگر، فهم آموزش عالی جدید و تحولات آن، نیاز اساسی ماست. از این رو، دانشگاههای ما برای تولید و اشاعه تفکر و دانش و خلاقیت، برای اکتشاف و نوآوری و فناوری، برای پاسخگویی در قبال مسئولیت های اجتماعی و فرهنگی و نقد و روشنگری خود، برای همکاریهای علمی بین المللی و سرانجام برای کارآفرینی و تولید ثروت و ارزش افزوده، نیاز به طراحی راهبردی دارند که جز با مشارکت و یکپارچگی و رعایت اصل هم افزایی به دست نمی آید. دستیابی به چنین طرح و برنامه راهبردی نیازمند تغییر الگوی ذهنی ماست. این بستر و چارچوب نوین ذهنی، جوهره و بنیان تفکر استراتژیک را تشکیل داده و عبارت از پارادایم فکری جدید است.

پارادایم فکری جدید، یعنی پارادایم تحول در دانشگاه باید به عنوان یک تنظیم کننده و هماهنگ کننده میان تحولات محیطی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از یک سو و توسعه علمی نهاد دانشگاه از سوی دیگر نقش آفرینی کند. اگر این پارادایم تحول در دانشگاه مبنا قرار گرفته و مبانی خرد و عقلانیت ما را در حیطه مسائل و مفاهیم آموزش عالی به صورت هماهنگ و تثبیت شده عرضه بدارد، بسیاری از چالش ها و مسائل حل می شوند. بنابراین، نکته اساسی، تبیین و تفهیم این مطلب است که پیش نیاز تدوین برنامه راهبردی، تعریف و تبیین یک الگوی ذهنی جدید درباره مفهوم تحول در دانشگاه می باشد. واقعیت‌های موجود حاکی از آن است که دانشگاه‌ها نیاز مبرم به برنامه‌ریزی و تحول راهبردی و آینده نگاری دارند تا بتوانند به نیازهای محیطی و ملی پاسخگو باشند و به عنوان مراکز علمی اثربخش و کارا در توسعۀ منطقه و کشور سهم بارز داشته باشند (مطالعات سند تحول دانشگاه صنعتی اصفهان)

امروزه نه تنها وسایل نیل به اهداف، پی در پی تغییر پیدا می کنند، خود اهداف نیز مرتب بازتعریف می شوند. ولی ما همچنان به به درک سطحی از اهداف و به شیوه های منسوخ، توسل می جوییم. آموزش عالی در دنیا در حال دگرگونی های ژرفی است. برنامه های آموزشی و پژوهشی، در حال تحول هستند. دانشگاهها مراودات محیطی و قالبیت انعطاف و مسئله گرایی خود را بیشتر می کنند. نمونه اش فرا رشته ها و میان رشته هاست. نقش نهادهای غیردولتی در آموزش عالی افزایش می یابد. دانشگاهها احساس می کنند که باید بیش از پیش برون گرا و پاسخگو به جامعه بشوند. فرایندهای در حال رشد جهانی شدن و آزاد شدن و فناوری اطلاعات و ارتباطات سبب شده است که دانشگاهها به عنوان نهادهای تفکر و معنا، از قیومیت دولتها بیرون بیایند و با جامعه و جهان اجتماعی ارتباط داشته باشند. این در حالی است که دانشگاههای ما از موقعیت مساعد و شانس لازم برای همراه ساختن مبتکرانه و خلاق  خود با آهنگ تحولات پیشرو جهانی برخوردار نیستند؛ چون مدیریت آنها و فضای کاری آنها تحت تأثیر شرایط و وضعیت کلان کشور است.

آموزش عالی و علم در دنیای امروز نه یک کالای تجملی، بلکه کالایی ضروری و شیه عمومی است، اما در جامعه ما جایگاهی حاشیه ای دارد. در زندگی مبتنی بر دانش، دانشگاه فقط یک نهاد خاص و یک پردیس محدود و به معنای ساختمان و فضا و مکان متمایز نیست، دانشگاه به عنوان مرکز تولید فکر و معنا و ظرفیتهای مشاوره تخصصی و خدمات علمی و فنی و نقد و روشنگری اجتماعی، در همه بخش ها حضور و مشارکت دارد. دانشگاه فقط به پشتوانه استقلال، خودگردانی و آزادی های آکادمیک و با مدیریت های مستقل حرفه ای و از طریق همکاریهای آزاد بین المللی است که می تواند این رسالت ها را بر عهده بگیرد و جوابگوی جامعه باشد و در امحای فقر، بیسوادی، گرسنگی، آسیب های اجتماعی، بی هنجاری، بیگانگی، ترس و اضطراب، بیماری و در روشنگری درباره آثار زیانبار عدم مدارا، خشونت و تخریب محیط زیست و غیر آن، مشارکت جدی و نقش مؤثر ایفا کند. سرانجام الگوی ارزیابی درونی و بیرونی (اعتبارسنجی) با همکاری و تعامل شبکه ای از تمامی ذینفعان مانند دانشگاهها، انجمنهای علمی، نهادهای غیر دولتی، دولت و بازار کار؛ مطمئنا گزینه مناسب تری برای دوره گذار دانشگاه به ترازهای کیفیت جهانی (کلاس جهانی) است.

ایجاد نگرش راهبردی نسبت به بهره‌­وری در دانشگاه مستلزم ایجاد زیرساخت­های لازم در سطح مجموعه است. اجرای برنامه‌­های ویژه برای بهبود بهره­‌وری بدون تغییر نگرش اعضای دانشگاه و نیز بسترسازی لازم، اگرچه ممکن است دستاوردهایی به همراه داشته باشد اما نمی­ تواند ضامن بهبود مستمر و قابل‌ملاحظه‌ای در بهبود بهره­وری باشد. لذا ایجاد اعتماد، مشارکت و همکاری تمامی کارکنان و ایجاد نگرش مثبت در آن‌ها، می­ تواند به‌طور کارآمد موجب بهبود و ارتقای بهره­وری شود. ایجاد فرایند مدیریت بهره‌وری، تلاشی فراگیر برای تغییر و تحول در دانشگاه است که برای موفقیت آن بایستی موارد ذیل به‌طور مناسب مدنظر قرار گیرد: اعتقاد به کار گروهی و مداوم برای بهبود در دانشگاه؛ اعتماد متقابل بین مدیریت و کارکنان؛ وجود رهبری و مدیریتی توانا و لایق برای ایجاد تغییر؛ برقراری سیستم ارتباطی مؤثر در دانشگاه؛ تناسب تغییر با توان و امکانات دانشگاه؛ برقراری سازوکار تشویق و پاداش و سهیم کردن کارکنان در منافع حاصل از بهبود؛ امنیت شغلی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی و ایجاد شرایطی که شغل کارکنان بخشی از زندگی آن‌ها باشد؛ پذیرش مقاومت در برابر تغییر؛ آموزش مستمر سطوح مختلف افراد دانشگاه. درمجموع، بهره‌وری یک فرایند تغییر است که اجرای مطلوب آن مستلزم هدفی ارزشمند و مشخص و به‌کارگیری امکانات موجود برای تحقق آن هدف است. مهم‌ترین عامل در تحقق اهداف مورد انتظار، فراهم نمودن زمینه‌های لازم به‌منظور ترغیب نیروی انسانی به مشارکت و همیاری در ارائه تفکر، خلاقیت، کار گروهی و ... است. افزایش توان رقابتی دانشگاه و صرفه­جویی در منابع موجود نیاز به بهبود بهره­وری در سطح دانشگاه بوده و این امر مستلزم شناخت سیستم دانشگاه و آگاهی از وضع موجود است.

سرانجام می توان گفت مدیریت کیفیت، همراه با مدیریت راهبردی و مدیریت بهره‌وری، ارکان سه‌گانه مدیریت مطلوب دانشگاه‌ها در دنیای امروز است. مدیریت دانشگاهی، با پذیرفتن پیچیدگی و پویایی سیستم دانشگاه در حکم سیستمی زنده، باید به طور دائم در پی درک حالاتی باشد که دانشگاه به خود می‌گیرد تا بتواند وضعیت آن را با توجه به شرایط پیرامونی و درونی آن، در جهت اثربخشی و موفقیت بیشتر بهبود بخشد. به این دلیل برای روبه‌رو شدن و مواجهه با چالش‌ها، لازم است در ساختار و محتوای دانشگاه‌ها و سازمان‌های دانشگاهی، تفکر مجدد کرد و پیچیدگی آن را فهمید. مطالعات تطبیقی آموزش عالی نشان می‌دهد؛ دانشگاه‌هایی موفق‌اند که از یک نظام چرخه زندگی دانشگاهی، یعنی نظام برنامه‌ریزی و توسعه، نظام اجرا، نظام نگهداری، ارزشیابی، تضمین کیفیت و اعتبارسنجی و نیز نظام تولید و توزیع برخوردار باشند؛ بنابراین، ارتقای كيفيت، رمز بقاي يك نظام آموزش عالي در دنيايي است كه روزبه‌روز رقابتي تر می‌شود. ايده دانشگاه مستقل، تنها به شرط استقرار نظام تضمين كيفيت عملی می‌شود.

لازم است همزمان با تدوین برنامه راهبردی دانشگاه و دستیابی به اهداف و برنامه های عملیاتی، امکان طراحی و استقرار نظام پایش و ارزیابی علمی و مبتنی بر اطلاعات واقعی فراهم آید. بر این اساس و به منظور فراهم سازی مقدمات چنین شرایطی، حداقل تلاش ممکن شناسایی شاخص های عمومی و اختصاصی برای ارزیابی واحدهاست.

 


  مفاهیم و تعاریف

مفاهیم و اصطلاحات

bullet  به‌منظور آشنایی با اصطلاحات راهبردی، به تعریف این مفاهیم در ادامه اشاره می‌شود:

1 برنامه ریزی، فرایندی است که بر اساس تحلیل مأموریت اجتماعی و اقتصادی دانشگاه و ارزیابی محیط داخلی و خارجی آن اجرا می شود تا به اهداف تعریف شده دست یابد. برنامه، بیانیه مکتوب دانشگاه است از انچه که باید انجام شود و چگونه باید انجام شود. راهبرد نیز ابزاری برای دانشگاه است تا بتواند مزیت رقابتی و جایگاهش در محیط را بیابد (باقری نژاد، 1389).

1 تفکر راهبردی: توان آینده‌نگری، شناسایی محیط و برنامه‌ریزی اثربخش برای موفقیت در آینده را تفکر راهبردی گویند؛ برنامه‌ریزی راهبردی: فرا گرد تدوین راهبردهای جامعی که بتواند برای سازمان نوعی مزیت رقابتی در محیط ایجاد کند، برنامه‌ریزی راهبردی نامیده می‌شود؛ مدیریت راهبردی: فرا گرد تدوین راهبرد و اجرای آن به‌منظور کسب هدف‌های بلندمدت سازمان را مدیریت راهبردی گویند (رضائیان، 1386: 266).

1 برنامه‌ریزی راهبردی (استراتژیک) یک فعالیت مهم مدیریتی در جهت تنظیم اولویت‌های سازمان، و متمرکز کردن انرژی و منابع سازمان در جهت دستیابی به آن اولویت‌هاست. اطمینان از اینکه کارکنان و سایر ذینفعان دانشگاه در حال تلاش برای دستیابی به اهداف مشترک هستند، ایجاد توافق در مورد خروجی‌ها و نتایج موردنظر فعالیت‌های دانشگاه، و همینطور ایجاد توان تطابق دانشگاه در پاسخ به محرک‌های بیرونی از دیگر اهداف مهم برنامه‌ریزی راهبردی است. نتیجه این برنامه‌ریزی، شکل‌گیری تصویری واضح از آیندۀ سازمان و ایجاد سیستمی انضباطی است که در آن تصمیمات و اقدامات اساسی مبتنی بر اهداف کلان و بلندمدت و در راستای همان تصویر واضح از آینده اتخاذ می‌شوند. در برنامه‌ریزی راهبردی، نه تنها در خصوص فعالیت‌های همراستا با اهداف کلان دانشگاه تصمیم‌گیری می‌شود، بلکه میزان‌ها و سنجه‌های مناسبی نیز برای ارزیابی میزان موفقیت این فعالیت‌ها تعیین می‌شوند.

برنامه راهبردی، برنامه‌ای است که جهت‌گیری کلی سازمان و راه‌های تحقق آن را مشخص می‌کند. هدف برنامه‌ریزی راهبردی بهبود مستمر نیست، بلکه ایجاد تغییراتی اساسی در جهت‌گیری‌ها، فعالیت‌ها و نوع سازمان‌دهی است. برنامه‌ریزی راهبردی مبتنی بر دو تحلیل محیط درون و محیط بیرون صورت می‌گیرد و سرنوشت و بقای سازمان به آن وابسته است. سازمان‌ها معمولاً هنگامی که با چالش‌های جدی (شامل تغییراتی محیطی یا معضلات درونی) روبرو می‌شوند، نیاز به تدوین یا بازنگری در برنامه راهبردی دارند (سند راهبردی دانشگاه صنعتی شریف، 1392). باید توجه داشت که یک فرایند برنامه‌ریزی راهبردی، زمانی باارزش است که به تصمیم‌گیرندگان اصلی کمک کند تا به صورت راهبردی، فکر و عمل کنند. برنامه‌ریزی راهبردی به خودی خود هدف نیست، بلکه تنها مجموعه‌ای از مفاهیم است که برای کمک به مدیران در تصمیم‌گیری مورد استفاده قرار می‌گیرد. می‌توان گفت که اگر راهبردی فکر کردن و عمل کردن در فرایند برنامه‌ریزی راهبردی به صورت عادت در آید، آنگاه فرایند می‌تواند کنار گذاشته شود (ابویی اردکان و دیگران، 1386: 363).

سند راهبردی، سند مکتوب شدۀ این تصویر واضح از آینده سازمان و اقدامات لازم برای عملیاتی شدن آن است. در این سند ارکان راهبردی سازمان مانند چشم‌انداز، بیانیۀ مأموریت، ارزش‌های محوری، اهداف کلان، راهبردهای کلان و برنامه‌های عملیاتی مشخص می‌شوند

1 برنامه‌ریزی راهبردی در دانشگاه، فرایند رسمی طراحی‌شده برای کمک به دانشگاه در شناسایی و حفظ همسویی کامل با مهم‌ترین مؤلفه‌های محیطی است که در آن فعالیت دارد. این محیط شامل اکوسیستم آموزشی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فناورانه هم در داخل و هم در خارج دانشگاه است.

1  یکی از تفاوت‌های عمده بین برنامه‌ریزی متداول و برنامه‌ریزی راهبردی این است که برنامه‌ریزی سنتی و متداول به‌سوی مسائل و مشکلات مبتنی بر درک و شناخت فعلی و بر تفکر درون‌نگر استوار است. برنامه‌ریزی راهبردی، نیازمند درک و شناخت ماهیت موضوع و سپس یافتن پاسخ مناسب؛ به عبارتی بر تفکر برون‌گرا استوار است. برنامه‌ریزی درازمدت، پیش‌بینی از حال و یا تصویری از گذشته است. درحالی‌که برنامه‌ریزی راهبردی بر اساس روندهای پیش‌بینی‌شده آینده و داده‌ها و مفروضات رقابتی شکل می‌گیرد. پیشران برنامه‌ریزی درازمدت، عدد و رقم است؛ درحالی‌که پیشران برنامه‌ریزی راهبردی، ایده و بیشتر کیفی بودن است. قصد برنامه‌ریزی راهبردی این است که چشم‌انداز و بینش روشن و شفافی از سازمان ارائه کند (باقری نژاد، 1389).

bullet  فواید برنامه‌ریزی راهبردی برای دانشگاه‌ها

اجرای فرایند برنامه‌ریزی راهبردی، فوایدی برای دانشگاه در بر دارد؛ چارچوبی را برای تعیین جهت حرکت دانشگاه به‌منظور دستیابی به آینده مطلوبش فراهم می‌کند؛ چارچوبی برای دستیابی به مزیت رقابتی تبیین می‌کند؛ موجب می‌شود که تمامی واحدهای دانشگاه با همدیگر به‌سوی تحقق اهداف، همکاری و مشارکت کنند؛ بینش، نگرش و چشم‌انداز مشارکت‌کنندگان و ذینفعان کلیدی را توسعه می‌دهد و آن‌ها را ترغیب می‌کند که به‌طور خلاقانه در مسیر راهبردی دانشگاه، عمل کنند؛گفتمان بین ذینفعان و مشارکت‌کنندگان را موجب می‌شود و سبب بهبود درک و شناخت آنان از چشم‌انداز دانشگاه و گسترش حس مالکیت بر برنامه راهبردی و تعلق به دانشگاه می‌شود؛ دانشگاه را با محیط آن همسو می‌کند؛ موجب می‌شود که دانشگاه، اولویت‌هایش را شناسایی و تعیین کند (باقری نژاد، 1389).



  مهمترین موضوعات کانونی در آینده نظام علمی و آموزش عالی کشور (برگرفته از پنل دوم میز آینده پژوهی آموزش عالی)

1 الگوی پیشنهادی تدوین برنامه راهبردی دانشگاهها - ارائه شده توسط وزارت علومالگوی پیشنهادی تدوین برنامه راهبردی دانشگاهها - ارائه شده توسط وزارت علوم

1 دستورالعمل پیشنهادی وزارت عتف برای تهیه و تنظیم برنامه راهبردی دانشگاه‌ها

1 نحوه تدوین برنامه راهبردی دانشگاهها



   اسناد راهبردی چند دانشگاه دولتی ایران

 

  تعدادی از مقالات و پژوهش‌های نظام برنامه‌ریزی دانشگاهی



 

مطالعات مرتبط

1 مطالعه تطبیقی برنامه های راهبردی دانشگاههای وابسته به وزارت علوم و دانشگاههای علوم پزشکی از منظر چشم انداز ها، رسالت ها و ارزش هامطالعه تطبیقی برنامه های راهبردی دانشگاههای وابسته به وزارت علوم و دانشگاههای علوم پزشکی از منظر چشم انداز ها، رسالت ها و ارزش ها

1 تحلیلی بر برنامه‌های راهبردی دانشگاه‌های دولتی ایران

 

 

 

 



  مطالعات پشتیبان طرح تحول راهبردی 

 

مطالب مرتبط

1 چیستی و چرایی دانشگاه

1 نهاد دانشگاه در ایران

1 پرسشهای اساسی مدیریت نظام دانشگاهی

1 پیش فرضها و اصول مهم در برنامه‌ریزی دانشگاهی بر اساس تحلیل اسنادی

1آینده نگاری راهبردی در دانشگاهها

1 آینده پژوهی آموزش عالی

1 دانشگاه پژوهی

1سیاستها و موضوعات راهبردی در هیئت امنای دانشگاهها